تبليغاتX
وبگاه گروه فرهنگی فکرت

اطلاعات بیشتر از جزئیات نوار ابزار فکرت

نوار ابزار فکرت

جهت اطلاع از آخرین مطالب وبلاگ فکرت و آخرین اخبار ایران و جهان نوار ابزار را دانلود کنید

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 17:30 توسط مهدی شربی |

http://pasdar-islam.persiangig.com/image/haj%20hemmat/shahid%20Hemmat00005.jpg

سالروز شهادت شهید همت گرامی باد.

وصیت نامه شهید همت:

بسم الله الرحمن الرحيم

هرچه داريم از شهدا داريم و انقلاب حاصل خون شهيدان است.

به تاريخ ۱۳۵۹/۱۰/۱۹ شمسی ساعت ۱۰/۱۰ شب چند سطری وصيتنامه می نويسم .
هرشب ستاره ای را به زمين می کشند و باز اين آسمان غمزده غرق ستاره است
.
مادر جان ! می دانی تور را بسيار دوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق
شهادت و عشق به شهيدان داشت .

مادر ! جهل حاکم بر يک جامعه انسان ها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل اين جهلند و شايد قرن ها طول بکشد که انسانی از سلاله ی پاکان زاييده شوند و بتوانند رهبری يک جامعه ی سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را دردست گيرد و امام تبلور سلاله ی ادامه دهندگان راه امامت و شهامت وشهادت است.
مادر جان ! به خاطر داری که من برای يک اطلاعيه ی امام حاضر بودم بميرم؟
کلام او الهام بخش روح پر فتوح اسلام در سينه و وجود گنديده ی من بوده وهست.اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهيد برايم دعا کنندتا شايد خدا من روسياه را در درگاه با عظمتش به عنوان يک شهيد بپذيرد .
مادر جان ! من متنفر بودم وهستم از انسان های سازشکار و بی تفاوت
و متاسفانه جوانان که شناخته کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گويند بسيارند .
ای کاش به خود می آمدند .
از طرف من به جوانان بگوييد چشم شهيدان و تبلور خونشان به شما دوخته است به پا خيزيد و اسلام را و خود را دريابيد .
نظير انقلاب اسلامی ما در هيچ کجا پيدا نمی شود نه شرقی نه غربی
.
اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملت های تحت فشار مثلث
( زور و زر و تزوير ) به خود می آمدند و آنها نيز پوزه استکبار را بر خاک می ماليدند.
مادر جان ! جامعه ی ما انقلاب کرده و چندين سال طول می کشد تا بتواند کم کم
صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسان ها بيرون برد ولی روشنفکران ما به اين انقلاب بسيار لطمه زدند زيرا نه آن را می شناختند و نه برايش زحمت و رنجی متحمل شده بودند. از هر طرف به اين نونهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند مقتدر است .اگر هدايت نشدند مسلما مجازات خواهند شد .
پدر و مادر من ! من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و
خويشتن را گم و فراموش کنم .
علی وار زيستن و علی وار شهيد شدن حسين وار زيستن و حسين وار شهيد
شدن را دوست دارم .
الگوی جاويد يک مومن از بند هوی و هوس رستن است و من اين الگو را نيز دوست
داشتم .
شهدات در قاموس اسلام کاری ترين ضربات را بر پيکر ظلم و جور و شرک و الحاد
می زند و خواهد زد و تاريخ اسلام اين را ثابت کرده است .
پدر ! ما فردا می رويم به جنگ با انسانها يی که چون کفار در صدر اسلام نمیدانند
چرا و برای چه می جنگند جنگ با دموکرات يا در حقيقت آلت دست بعث بغدادعراق .ببين ما به چه روزی افتاده ايم و استعمار چقدر جامعه ی ما را به لجن زار کشيده است ولی چاره ای نيست . اينها سد راه انقلاب اسلامی اند پس سد راه اسلام . بايد برداشته شوند تا راه تکامل طی شود .
مادر جان ! به خدا قسم اگر گريه کنی و به خاط من گريه کنی
اصلا از تو راضی نخواهم بود . زينب وار زندگی کن و مرا نيز به خدا بسپار .

( اللهم ارزقنا توفيق الشهاده فی سبيلک )
اسلام دين مبارزه و جهاد است و در اين راه احتياج به ايمان و ايثار و استقامت است .
خواهران و برادرانم و همچنين پدرم ! مرا ببخشيد و از
آنها می خواهم که راهم را ادامه دهند .

والسلام - محمد ابراهيم همت

ساعت ۱۵/۱۲ پاوه - اتاق تحقيقات سپاه

www.hajihemmat.blogfa.com/cat-6.aspx 



+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 18:47 توسط هادی اسدی |

از ویژگیهای فکری و عملی یاران سیدالشهدا (علیه السلام) در نهضت عاشورا، ((بصیرت)) وبینش بود.در فرهنگ دینی و متون معارف،از کسانی با عنوان((اهل البصائر)) یاد شده است،یعنی صاحبان روشن بینی و بیداردلی و شناخت عمیق نسبت به حق وباطل،امام وحجت الهی،راه وبرنامه،دوست ودشمن،مومن ومنافق.

صاحبان بصیرت،چشم درونشان بیناست،نه تنها چشم سر. با آگاهی ،هوشیاری وانتخاب گام در راه می گذارند و عملکرد وموضعگیری هایشان ریشه اعتقادی و مبنای مکتبی و دینی دارد، جهادشان مکتبی و مبارزاتشان مرامی است. نه سودجویانه ودنیاپرستانه یا نشات گرفته از تعصبات قومی وجاهلی،یا تحریک شده تبلیغات فریبکارانه جناه باطل وسلطه زور.اهل بصیرت،راه خود را روشه وبی ابهام و به حق میبینند وباطل بودن دشمن را یقین دارند وبا تطمیع وتهدید، نه خود را می فروشندونه دست از عقیده وجهاد بر می دارند.شمشیرها وجهادشان پشتوانه عقیدتی دارد.به فرموده علی(علیه السلام) (حملوا بَصائِرَهُم عَلی اَسیافِهِم)

بصیرتهایشان را بر شمشیرهایشان سوار کردند.

اینگونه مدافعان بینا دل وپیروان دل آگاه، هم در رکاب علی (علیه السلام) با معاویه می جنگیدند، هم در همه حال اما مجتبی (علیه السلام) را حمایت می کردند،هم در عاشورا جان خویش را فدای امام خویش و نصرت قرآن می کردند.این از سخنرانی ها ورجزها و پاسخ هایشان روشن بود. سیدالشهدا (علیه السلام) را امامی میدانستند که باید یاریش کرد و جان در راهش باخت ودشمنانش را کافردلان نفاق پیشه ای می شناختند که جهاد با آنان همچون جهاد با مشرکان بود واجر داشت. سخنان امام حسین (علیه السلام امام سجاد(علیه السلام) حضرت ابا الفضل،علی اکبر،جوانان بنی هاشم، یاران اباعبدالله(علیه السلام) همه گویای عمق بصیرت آنان است. اما صادق(علیه السلام) درباره حضرت عباس،تعبیر((نافذ البصیرة)) دارد، که گویای عمق بینش و استواری ایمان او در حمایت از سیدالشهداست)) :کانَ عَمُّنَا العَبِّاسُ بنُ عَلیٍ نافِذ البَصیرَة صُلبَ الایمان...)). در زیارتنامه حضرت عباس است: ((وَاِنَّک مَضَیتَ عَلی بَصیرَةِ مِن اَمرِکَ مُقتَدیا بِالصّالِحین...))سخن علی اکبر خطاب به امام که ((مگر ما بر حق نیستیم؟)) مشهور است. در جبهه مقابل، کوردلانی دنیا طلب و فریب خوردگانی بی انگیزه وتحریک شدگانی نادان بودند که تبلیغات اموی چشم بصیرتشان را بسته بود ولقمه های حرام گوش حقیقت نیوش را از آنان گرفته بود.

منبع: کتاب فرهنگ عاشورا نوشته جواد محدثی

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 9:33 توسط هادی اسدی |

حضرت آیت الله خامنه ای: اگر بيداري اسلامي، گسترده‌تر و عميق‌تر شود و دل‌هاي مسلمانان نزديكتر گردد، راه تعامل و همكاري و پيشرفت همگاني، گشوده مي‌شود و بسياري از مشكلات جهان اسلام از جمله مسئله فلسطين حل خواهد شد.



حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، در خجسته ميلاد پيامبر "نور و عدالت و رحمت "، خاتم النبيين، حضرت محمد مصطفي(ص) و ولادت صادق آل محمد، امام جعفر صادق(ع) در ديدار مسئولان نظام و قشرهاي مختلف مردم، "باز توليد حقايق اسلام و عمل به تعاليم پيامبر خاتم " را نياز مبرم و اساسي امت اسلامي خواندند و اتحاد پيروان مذاهب مختلف اسلام را عامل حل مشكلات و پيشرفت و تعالي جهان اسلام برشمردند.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در اين ديدار كه سران سه قوه، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، ميهمانان و علماي شركت كننده در كنفرانس وحدت اسلامي و سفيران كشورهاي اسلامي نيز در آن حضور داشتند با تبريك ميلاد تاريخ ساز و پربركت "خلاصه فضائل الهي، برگزيده خوبان هستي، حضرت محمد بن عبدالله(ص) " و ولادت "وصي به حق پيامبر و ناشر اسلام ناب محمدي امام جعفر صادق (ع) " افزودند: شرافت‌هاي انساني و فضيلت‌هاي اخلاقي بشريت، مديون ولادت وجود مقدس و نوراني پيامبر در "ظلمات متراكم جهل و تباهي و غفلت " است.
ايشان، امت اسلامي را بشدت نيازمند تأمل، تفكر و درس‌آموزي از هدايت نوراني پيامبر ختمي مرتبت دانستند و با اشاره به جمعيت عظيم، موقعيت برجسته جغرافيايي، منابع حياتي و استعدادهاي فراوان انساني جهان اسلام، اين سؤال اساسي را مطرح كردند كه چرا مجموعه عظيمي با اين خصوصيات، سردرگم و سرگردان است و از مشكلات فراواني همچون فقر - تبعيض - عقب ماندگي علمي و ضعف فرهنگي رنج مي‌برد و در مقابل زورگويان عالم، قادر به دفاع از حقوق خود نيست؟
رهبر انقلاب اسلامي در اثبات ناتواني جهان اسلام در دفاع از حقوق مسلمانان به عنوان نمونه به مسئله فلسطين اشاره و خاطرنشان كردند: غصب سرزمين تاريخي و مقدس فلسطين و ظلم و ستم بي پايان و مستمر صهيونيست‌هاي جنايتكار به ملت مظلوم فلسطين، جراحت بزرگي است كه پيكره امت اسلامي را بشدت رنج مي‌دهد اما جهان اسلام در مجموع به گونه‌اي عمل مي‌كند كه انگار مسئله فلسطين به او مربوط نيست.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي دولت جعلي و صهيونيستي اسرائيل را يك غده سرطاني خطرناك دانستند و افزودند: تنها راه دفاع در مقابل اين سرطان مهلك و حاميانش، بازگشت به اسلام و محور قرار دادن تعاليم نبي مكرم اسلام است.
ايشان، در تبيين علل ناتواني جهان اسلام در دفاع از حقوق مسلمانان به تلاش بي وقفه امريكا، انگليس و ديگر دشمنان اسلام براي ايجاد اختلاف و تفرقه در امت اسلامي اشاره و تأكيد كردند: اين زورگويان سلطه‌گر، بخوبي مي‌دانند كه اختلاف و دوگانگي، امت اسلامي را از مسئله بسيار مهم فلسطين، منحرف و منصرف مي‌كند، به همين علت به هر وسيله ممكن، آتش "تفرقه قومي، مذهبي و جغرافيايي " را در دل‌هاي شيعه و سني و پيروان ديگر مذاهب اسلامي شعله ور مي‌كنند.
رهبر انقلاب اسلامي، اتحاد و همدلي را مهمترين نياز امت بزرگ مسلمان خواندند و با دعوت از دولت‌ها، روشنفكران - علما و "فعالان سياسي - اجتماعي " كشورهاي اسلامي براي عمل به وظايف وحدت بخش خود، افزودند: اگر بيداري اسلامي، گسترده‌تر و عميق‌تر شود و دل‌هاي مسلمانان نزديكتر گردد، راه تعامل و همكاري و پيشرفت همگاني، گشوده مي‌شود و بسياري از مشكلات جهان اسلام از جمله مسئله فلسطين حل خواهد شد.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، وجوب "دفاع از سرزمين‌هاي مورد تعرض قرار گرفته اسلامي " را از نكات مورد اتفاق همه مذاهب اسلامي برشمردند و افزودند: با وجود اين اتفاق نظر، جهان اسلام متأسفانه تحت تأثير فريادها و توطئه‌هاي امريكايي‌ها و انگليسي‌ها براي ايجاد تفرقه ميان شيعه و سني و ديگر مذاهب اسلامي، قرار دارد.
رهبر انقلاب اسلامي، اتحاد مسلمانان و دفاع از مسئله فلسطين را از اهداف و اولويت‌هاي جمهوري اسلامي برشمردند و با يادآوري سخنان و تأكيدات امام خميني (رض) درباره اتحاد مسلمانان و مسئله فلسطين افزودند: نظام اسلامي، همه مسئولان كشور و ملت بزرگ ايران، به اين مسائل اصولي، به عنوان واجب شرعي مي‌نگرند و حرف و سخنانشان يكي بوده و هست.
ايشان، بيداري روزافزون امت اسلام و فرياد ملت‌ها در دفاع از فلسطين را انعكاس بسيار مطلوب حرف حق جمهوري اسلامي در افكار عمومي جهان اسلام دانستند و افزودند: دولت‌هاي اسلامي نيز بايد به تأسي از رسول گرامي اسلام، وحدت مسلمانان و دفاع از حقوق آنان را بويژه در مقابله با "غده سرطاني اسرائيل غاصب و حاميانش " دنبال كنند تا به ياري پروردگار متعال، پيشرفت و سعادت دنيوي و اخروي امت اسلامي، امكان پذير شود.
در ابتداي اين ديدار احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور با تبريك ميلاد "پيامبر عشق و محبت " و "رسول علم و حكمت "، گفت: جامعه بشري، امروز بيش از هر زمان ديگر به معارف و مكتب پيامبر خاتم (ص) نياز دارد تا "جهل و سلطه گري "، "نامهرباني و تحقير " و "اختلاف و تبعيض " از بين برود و برپايي عدالت و يكتاپرستي، استعدادهاي مردم جهان را شكوفا كند.
وي با اشاره به پيام‌هاي سعادت بخش ميلاد خاتم النبيين حضرت محمد مصطفي (ص) افزود: با پيروزي انقلاب عظيم اسلامي، ملت مؤمن و سرافراز ايران به پرچم‌دار حق و عدالت و پاكي تبديل شده است و با وحدت و همدلي اين مسير متعالي را ادامه خواهد داد.
در پايان اين ديدار جمعي از علماي شركت كننده در كنفرانس اسلامي، در فضايي صميمانه از نزديك با رهبر انقلاب اسلامي، گفتگو كردند.

                                               http://www.rajanews.ir  

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 7:58 توسط هادی اسدی |

رهبر انقلاب در ديدار مسوولان فرهنگي در خارج از كشور:
اقتدار فرهنگي از اقتدار نظامي و سياسي مهمتر است

حضرت آيت الله خامنه اي تاكيد كردند: اگر كار فرهنگي بدرستي انجام شود و بر ذهن و فكر و عاطفه افراد تأثيرگذار باشد، قطعاً برخي خلأهاي احتمالي در عرصه ديپلماسي و يا ارتباطات تجاري و اقتصادي، پُر خواهد شد.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/8966/B/881213-7.jpg

به گزارش رجانيوز به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز در ديدار وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و نمايندگان فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور، اقتدار حقيقي براي كشور را اقتدار فرهنگي دانستند و تأكيد كردند: ارائه تصوير درست و واقعي از نظام جمهوري اسلامي، و واقعيتها و پيشرفتهاي ايران امروز، در كنار ترويج زبان و ادبيات فارسي از جمله وظايف سنگين سفيران فرهنگي نظام اسلامي است.

ايشان با اشاره به جايگاه و اهميت فعاليتها و ارتباطات فرهنگي افزودند: اگر كار فرهنگي بدرستي انجام شود و بر ذهن و فكر و عاطفه افراد تأثيرگذار باشد، قطعاً برخي خلأهاي احتمالي در عرصه ديپلماسي و يا ارتباطات تجاري و اقتصادي، پُر خواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به شيوه و روش كشورهاي استعمارگر براي رسيدن به اهداف نادرست و ظالمانه خود با استفاده از روابط و نفوذ فرهنگي خاطرنشان كردند: اين كشورها با حركت فرهنگي، اهداف غيرانساني خود را دنبال مي كنند در حاليكه در نظام اسلامي كه برخاسته از سخن حق و تفكرات ناب الهي است، بايد از روشها و ابزار فرهنگي استفاده بهتر و شايسته تري شود.

حضرت آيت الله خامنه اي انزواي حقيقي را انزواي فرهنگي دانستند و افزودند: اگر كار فرهنگي بدرستي انجام شود، هيچ عاملي نمي تواند كشور را منزوي كند.

ايشان با تأكيد بر اهميت و نقش فعاليت سفير فرهنگي، خاطرنشان كردند: سفيران فرهنگي جمهوري اسلامي ايران خط مقدم جبهه فرهنگي در عرصه بين المللي هستند و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي نيز مركز اصلي اين جبهه فرهنگي است.

رهبر انقلاب اسلامي سپس به تبيين وظايف سنگين سفيران فرهنگي پرداختند و افزودند: ارائه تصوير درست از انقلاب و نظام جمهوري اسلامي براي مردم دنيا و همچنين مسئولان كشورها يكي از وظايف مهم و كارهاي بزرگ سفيران فرهنگي است.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به تلاش گسترده تبليغاتي جبهه استكبار براي ارائه چهره اي مخدوش از نظام اسلامي خاطرنشان كردند: آنها قصد دارند با ارائه يك چهره مخدوش از نظام جمهوري اسلامي، مردم دنيا و علاقه مندان به اين نظام را بدبين كنند و از تأثير معنوي و روحي انقلاب اسلامي بكاهند، بر همين اساس مهمترين وظيفه نمايندگان فرهنگي، ارائه يك تصوير درست از انقلاب اسلامي است.

رهبر انقلاب اسلامي لازمه ارائه تصوير درست از نظام اسلامي را، تعريف صحيح از اسلام دانستند و تأكيد كردند: بدخواهان و مستكبران تلاش دارند تا اسلامي را به جهانيان معرفي كنند كه يا اسلام متحجر و يا اسلام بي خاصيت ليبرالي باشد در حاليكه اسلام واقعي و ناب مورد نظر نظام اسلامي، داراي مفاهيم والا، عميق و روشن از انسان، خدا، جهان آينده، و نيازهاي مادي و معنوي بشريت است.

حضرت آيت الله خامنه اي، معرفي پيشرفتهاي چشمگير علمي و معرفي ادب و هنر كشور را از ديگر وظايف نمايندگان فرهنگي جمهوري اسلامي ايران برشمردند.

ايشان معرفي جلوه هاي مردم سالاري كشور و اجتماعات عظيم مردمي را، يكي ديگر از وظايف سفيران فرهنگي دانستند و با تأكيد بر اينكه جلوه هاي ديني يكي ديگر از واقعيات مهم كشور است افزودند: حضور معنوي و عاشقانه قشرهاي مختلف مردم به ويژه جوانان در مراسم مذهبي اعم از جلسات قرآن، دعا، و عزاداريها، يك رويداد بزرگ در كشور است كه بايد با هنرمندي و مستندسازي، به مردم دنيا نشان داده شود.

رهبر انقلاب اسلامي، معرفي ايران امروز را مورد تأكيد قرار دادند و خاطرنشان كردند: بايد در كنار معرفي عمق فرهنگ و تمدن كشور، ايران امروز هم براي جهانيان معرفي شود.

ايشان مسئله زبان و ادبيات فارسي را بسيار مهم دانستند و تأكيد كردند: يكي از وظايف اصلي سفيران فرهنگي، ترويج زبان فارسي از طريق پيگيري كرسي هاي زبان فارسي در مراكز علمي و دانشگاهي است.

حضرت آيت الله خامنه اي از فعاليتهاي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي قدرداني كردند.

در ابتداي اين ديدار آقاي حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سخناني با تأكيد بر اينكه ديپلماسي عمومي از بديهيات مأموريت سفيران فرهنگي است، گفت: توجه بيش از پيش به آموزش و گسترش زبان فارسي، ارائه واقعيتهاي ايران، ايجاد نمايشگاههاي فرهنگي و هنري، و برگزاري هفته هاي فرهنگي از جمله اقدامات نمايندگان فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور است.

آقاي مصطفوي رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي نيز ضمن بيان گزارشي از هشتمين هم¬انديشي رايزنان فرهنگي، به فعاليتهاي اين سازمان در دو بخش مهندسي روابط فرهنگي بين‌المللي، و باز مهندسي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي اشاره كرد و گفت: چشم انداز و محورهاي راهبردي فعاليتهاي فرهنگي كشور در عرصه بين المللي تدوين و پيش نويس جديدي نيز براي ساختار سازمان تهيه شده است
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 17:57 توسط مهدی شربی |

هجمه مجدد فيلسوف لمپن به امام(ره) و جمهوري اسلامي


حسین حاج فرج ‌الله دباغ، معروف به عبدالکریم سروش كه در محافل علمي به فيلسوف لمپن شهرت دارد، در آخرین اظهارات خود با نشریه فرانسوی لوموند، بار دیگر هجمه به بنیانگذار کبیر انقلاب و جمهوری اسلامی را در دستور کار خویش قرار داد.

به گزارش رجانیوز، سروش که در انتخابات اخیر از مهدی کروبی حمایت کرده بود، پیش از این نیز سابقه تردید در اصول دینی را با طرح مسایلی چون «قبض و بسط و تئوریک شریعت» و «بشری خواندن وحی» در کارنامه خود به ثبت رسانده بود.

وی در آخرین اظهارات خویش اظهار مدعی شده: « آیت الله خمینی هرگز علاقه ای به ایده دموکراسی نداشت و او بود که با ذکر آن در تعریف جمهوری اسلامی مخالفت کرد» و در ادامه نیز تئوری ولایت فقیه را همان «سلطنت» نامیده است.

اما این اظهارات در حالی مطرح می شود که حضرت امام (ره) در ابتدای انقلاب در اقدامی بی سابقه که هم چنان پس از هيچ انقلابي و در هیچ کشوری مشاهده نشده است، نوع نظام مستقر در جامعه را به رای مردم گذارده و در پس آن بیش از 98% از شرکت کنندگان به جمهوری اسلامی که ولایت فقیه نیز جزوی از آن به شمار می آمد، رای مثبت دادند.

و اين در حالي است كه قبل انقلاب نیز امام (ره) در پاسخ به کسانی که آشنایی کافی با اسلام نداشتند و پیرامون نوع حکومت بحث های انحرافی مطرح می کردند، چنین فرمودند: «یک مسئله این است که این توهم، این را در ذهن می آورد که اسلام محتوایش خالی است از این، لذا احتیاج به این است که یک قیدی پهلویش بیاورند و این برای ما بسیار حزن انگیز است که در محتوای یک چیزی که همه چیزها به طریق بالاترش و مهم‌ترش در آن هست، حالا ما بیاییم بگوییم که ما اسلام می خواهیم و اما با اسلاممان دموکراسی باشد! اسلام همه چیز است. مثل این است شما بگویید که ما اسلام را می خواهیم و می خواهیم که به خدا هم اعتقاد داشته باشیم» (1) اما اين هيچ گاه به معناي تاييد مفهوم دموكراسي به معناي مصطلح و غربي آن در انديشه امام راحل نيست زيرا در همان ابتداي انقلاب و در پاسخ به اعضاي نهضت آزادي و جبهه ملي كه بحث جمهوري دموكراتيك را مطرح نمودند، حضرت امام «جمهوي اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد» را مورد تاكيد قرار دادند، و اين در واقع به معناي تاكيد ايشان بر دموكراسي در چارچوب حكومت ديني است، چرا كه اندكي توجه به نظريات مختلف غربي نيز حاكي از آن است در هيچ كشوري دموكراسي بدون رعايت چارچوب هاي اصلي آن كشور، مورد تاييد قرار نگرفته است.

اما نکته جالب توجه تر در اظهارات اخیر سروش، معادل دانستن ولایت فقیه و سلطنت است. ریشه این اظهارات به تئوری قدیمی «پاتریمونیالیزم» (سلطانیزم) ماکس وبر، جامعه شناس آلمانی قرن 19 و 20 باز می گردد که در اندیشه تجدید نظرطلبان پس از سالهای حاکمیت دوم خرداد تاثیر مهمی داشت، اما سعید حجاریان از مهم ترین نظریه پردازان این طیف فکری در قسمتی از توبه نامه تئوریک خويش در مردادماه سال جاری این موضوع را نیز موزد اشاره قرار داده بود:

« از مهمترين اين نظرات انطباق شرايط كشورمان با تئوري ماكس‌وبر در باره ي سلطانيسم است كه معتقد است بر بسياري از امپراطوري هاي شرقي اين شيوه از حكومت جاري بوده و يك حاكم پاتريمونيال تيولدار و تعدادي حاميان وي كه هر كدام خيل عظيمي از تحت الحمايگان را يدك مي‌كشيده اند نظام سلطه را در سراسر قلمرو سرزمين مستقر كرده بودند» و در ادامه نیز به طور مفصل به علت چرایی ناسازگاری بسیاری از تئوری های غیربومی به طور عام و تئوری پاتریمونیالیزم وبر به طور خاص، می پردازد و البته پس از آزادي خويش نيز هيچ گاه درصدد تكذيب گفته هاي خود برنيامد و قويا آنها را مورد تاكيد قرار داد.

اگرچه بحث تفصيلي پیرامون تقابل روشنفکران به ظاهر دینی با اندیشه ولایت فقیه مجال دیگری می طلبد، لکن در ابتداي انقلاب و در اوج هجمه های روشنفکران لیبرال و بعضا چپ نسبت به حضرت امام (ره) و به تبع آن اندیشه ولایت فقیه، ایشان صراحتا تصریح فرمودند:

«شما نترسيد ‌از ‌اين چهار نفر آدمي ‌که نمي‌فهمند اسلام چه ‌است؛ نمي‌فهمند فقيه چه ‌است؛ نمي‌فهمند ‌که ولايت فقيه يعني چه. آنها خيال مي‌کنند ‌که يک فاجعه به جامعه ‌است! اينها اسلام را فاجعه مي‌دانند، نه ولايت فقيه را. اينها اسلام را فاجعه مي‌دانند، ولايت فقيه فاجعه نيست. ولايت فقيه، تبع اسلام ‌است» (2)

و در جایی دیگر نیز اعلام داشتند:
«اصلاً ‌از ولايت فقيه سر درنمي‌آورند ‌که اصلاً چه هست! در عين حالي ‌که سر درنمي‌آورند، مي‌نشينند مي‌گويند اگر بنا باشد ‌که ولايت فقيه بشود ديکتاتوري مي‌شود، کذا مي‌شود» (3)

گفتنی است مواضع ضد دینی سروش تا حدی است که حتی مرحوم منتظری نیز تا زمانی که در قید حیات بود تقابل جدی با وی داشت، بگونه ای که پس از تردید سروش در وحی بودن قرآن کریم، آیت الله منتظری ضمن شبهه خواندن این بحث انحرافی از سوی سروش، در دهم اردیبهشت ماه 87 پاسخ مفصلی خطاب به وی منتشر نمود و در همین اثنا بود که آیت الله جعفر سبحانی نیز در نامه های مفصل و سرگشاده خود به سروش ضمن پاسخ دادن به شبهات مطرح شده از سوی وی نوشته بود:

«هنگامي كه جنابعالي در دبيرستان علوي درس مي‌خوانديد دفتري براي كارهاي روزانه داشتيد و اگر ترك اولايي از شما سر مي‌زد، در آن دفتر يادداشت مي‌كرديد، تا بعداً جبران كنيد و از اين طريق به سفارش علماي اخلاق در مورد «مشارطه و مراقبه» جامه عمل مي‌پوشانيديد. بنابراين، بايد در جستجوي علتي باشيد كه چرا آن قرب و منزلت، پس از مدتي قوس نزولي پيدا كرده است. بايد در اين پديده كه در زندگي شما رخ داده است كاوش كنيد و علت آن را به دست آوريد»

متاسفانه تاکنون عکس العملی از سوی موسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) پیرامون سخنان سروش مشاهده نشده است.
1.صحیفه امام (ره)، ج 10، ص 95
2. صحيفه امام (ره)، ج10، ص 224
3. صحيفه امام (ره)، ج 10، ص 411


http://rajanews.com/detail.asp?id=45839

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 17:52 توسط مهدی شربی |

گفتاری خواندنی از استاد طاهرزاده در باب نبوت و حیات


یکی از ویژگی های این گفتار شاید کاربردی بودن آن باشد؛ استاد از شریعت می گوید و توضیح می دهد که شریعت از خدا شروع مي‌شود و تا ولايت‌فقيه ادامه پيدا مي‌كند. در این سیر است که نبوت و رسالت رسول مکرم اسلام تشریح می شود و در عین حال جایگاه و افق های زندگی انسان امروز رخ می نماید. انسانی که اکنون در پستی و بلندی های دنیا و روزمرگی همه چیز را به دست فراموشی سپرده است؛ نه برای حیات خود دلیلی دارد و نه برای ممات خود. در واقع در این سیر است که جایگاه انسان و جایگاه نبی تشریح می شود.

به گزارش رجانیوز استاد طاهرزاده از یک نگرانی نسبت به آینده سخن می گوید. و در این میان ریشه اضطراب ها و آرامش ها را مرور می کند. آرامشی چون آرامش امام خمینی(ره) در برابر طوفان های مرحوم طالقانی مثالی بر این همه است. اما شاید این همه مقدمه ای است برای آنکه باب سخن گفتن از "هدف گمشده" باز شود. در ورای همه این سرگردانی ها باید هدفی را جستجو کرد تا حیات را معنا دهد و اینجاست که استاد با یک سیر از واقعیات زندگی شروع می کند و به موضوع شریعت می رسد. مشروح این گفتار در پی می آید: (دانلود فایل جزوه pdf، word)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 17:46 توسط مهدی شربی |

خبرگزاري فارس: پيام فضلي‌نژاد گفت: من خاتمي را براساس كتابي كه نوشته است، متهم مي‌كنم كه به ماسون‌ها وابستگي دارد.


به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، در راستاي پاسداشت هشت ماه نبرد سايبري و اتحاد و همگرايي در بين نيرو‌هاي مردمي مدافع انقلاب اسلامي در فضاي سايبر، همايش پاسداشت 8 ماه جنگ اينترنتي برگزار شد.
پس از اهداي جوائز و در پايان اين مراسم، يكي از نكات جالب حضور پيام فضلي‌نژاد در اين مراسم بود.
در اين مراسم ضمن تقدير از پيام فضلي‌نژاد انگشتر حديدي به رسم يادبود به وي اهدا شد.
پيام فضلي‌نژاد كه با سر بانداژ شده و به كمك چند نفر به بالاي سن آمده بود براي دقايقي سخنراني كرد.
وي در اين سخنراني گفت: بنده هيچ نشاني در بين فرزندان جهادي روح‌الله براي خود قائل نيستم و امروز كه براي اولين‌بار از منزل بيرون آمده‌ام جا دارد سجده شكر به جا آورم.
اين روزنامه‌نگار افزود: از اينكه چندين سال در جمع اصلاح‌طلبان سكولار بوده‌ام توبه كرده‌‌ام زيرا در خدمت كساني بوده‌ام كه جز له كردن شعور افكار عمومي ايدئولوژي ديگري نداشتند و هدفشان تنها قدرت و ثروت بود.
وي در مورد شب قبل از حادثه گفت:‌ شب قبل از حادثه به اين فكر مي‌كردم كه چرا اصلاح‌طلبان سكولار مورد غضب امت حزب‌الله هستند.نگاه مي‌كردم مي‌ديدم كه اغلب رهبران فكري و سياسي اصلاح‌طلبان يا ماسون هستند يا دلبسته‌‌ انديشه‌هاي ماسوني چرا كه عبدالكريم سروش مغز متفكر اصلاح‌طلبان در سال 85 لقب سلطان آمونيست‌ها را از آن خود كرد.
فضلي‌نژاد خاطر نشان كرد: من فريب خورده دوران اصلاح‌طلبان هستم، من فريب‌ خورده نسلي هستم كه حضرت روح‌الله را مي‌خواستند به موزه بسپارند و افكار جان لاك فرمانسون را جاگزين افكار امام كنند.البته من خاتمي را براساس كتابي كه نوشته است، متهم مي‌كنم كه به ماسون‌ها وابستگي دارد.
وي با تشبيه انقلاب سرمايه‌داري كه در سال 1688 ميلادي در انگلستان رخ داد با فتنه‌هاي اخير، گفت: هردوي اين‌ها با هم شباهت‌هايي داشتند و اتفاقي كه در سال 1688 ميلادي در انگلستان رخ داد، در سال 1388 شمسي در تهران اتفاق افتاد.
وي در پايان به اين شباهت‌ها اشاره كرد و گفت: 20 سال قبل از هر دو كودتا شعار اصلاح دين مطرح شد، 15 سال قبل از هر دو كودتا نيز توسط جان لاك و خاتمي(هر كدام در هر مقطع زماني) شعار جامه مدني سر داده شد. در سال 1686 ميلادي يعني دو سال قبل از كودتاي سرمايه داران انگليس، جنبش سبز تشكيل شد كه در آن زمان فرماسونرها و روشن فكرها دور هم جمع شدند و اعلام كردند براي براندازي حكومت بايد يك جنبش سبز تشكيل دهيم.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 17:43 توسط مهدی شربی |


اي نفس ، بد نيست خود را امتحان كني . ببين وقتي با خود خلوت مي كني، نسبت به دوستان ، رقبا و اطرافيان چگونه فكر مي كني و چه چيزهايي از خاطرت مي گذرد؟ اگر اكثرا در نظر تو متهم و غيرقابل اعتماد هستند ، بدان گرفتار سوءظني و بعضي از گمانها گناه است ( يا ايهاالذين امنو اجتنبوا كثيرا من الظن، ان بعض الظن اثم - حجرات12 ) . آن وقت بايد به سرعت به معالجه خود بپردازي ، زيرا ميداني با بد گماني به ديگران چه لطمه اي به جامعه وارد مي كني؟ در حقيقت داري اعتماد اجتماعي، اين مهمترين سرمايه ملي را نابود مي سازي! رشته اعتماد متقابل است كه جامعه را منسجم و متحد مي سازد . برعكس فضاي اتهام و بدگماني باعث از هم گسيختگي اجتماعي است و اين بدگماني درگفتار و قلم بروز پيدا مي كند و سپس بر رسانه هاي همگاني سايه اي شوم مي اندازد. جامعه، ناآرام، متشنج و از هم پاشيده جلوه مي كند . طمع دشمنان برانگيخته مي شود و آتش فتنه اي به دنبال فتنه برافروخته و شعله ور مي شود . در حالي كه اگر به دستور خدا عمل كني و از بسياري از بدگماني ها پرهيز كني جامعه گرفتار اين همه بلاها نمي شود .

سيد مرتضي نبوي




عنوان  :  بد گماني suspicion
نویسنده :  علي اكبريان تبريزي
كلمات كليدي  :  سوء ظن، حسن ظن، بدگماني
  مفهوم سوء ظن آن است هرگاه كارى از كسى سر بزند كه قابل تفسير صحيح و نادرست باشد آن را به صورت نادرستى تفسير كنيم. مثلا هنگامى كه مردى را با زن ناشناسى ببينیم فكر كنیم آن زن نامحرم است و نيت آنها ارتكاب اعمال خلاف مى باشد در حالى كه بر اساس حسن ظن، وی همسر یا محرم او است؛ هنگامى كه شخصى اقدام به ساختن مسجد يا بناى خير ديگرى مى­كند مقتضاى سوء ظن آن است هدفش رياكارى يا اغفال مردم است در حالى كه حسن ظن مى­گويد اين عمل را با انگيزه الهى و نيت خيرخواهانه انجام داده است.
  دائره حسن ظن و سوء ظن بسيار وسيع و گسترده است و نه تنها در عبادات بلكه در مسائل اجتماعى، اخلاقى، اقتصادى و سياسى نيز جارى مى شود.
هنگامی که این دو واژه درباره خداوند به کار ­رود منظور از حسن ظن آن است كه به وعده هاى الهى اميدوار باشد؛ وعده رزق و روزى، وعده يارى كردن يارانش، وعده پيروزى مجاهدان، وعده آمرزش گناهان و مانند اينها. معنى سوء ظن آن است كه به هنگام بروز مشكلات، نسبت به وعده­هاى الهى متزلزل شود و هنگام پيش آمدن امتحانات دشوار ، وعده­هاى خداوند را فراموش كرده رو به گناه آورد. [1]
 
سوء ظن در روايات اسلامى
  سوء ظن به عنوان يكى از بدترين و زشت­ترين رذائل اخلاقى در روايات اسلامى بازتاب گسترده­اى دارد. به عنوان نمونه به روايات زير توجه نماييد:
در حديثى از پيامبر اكرم(ص) مى­خوانيم: «از گمان بد بپرهيزيد كه گمان بد، بدترين نوع دروغ است».[2]
در حديث ديگرى از همان حضرت مى­خوانيم: «خداوند خون و مال و آبروى مسلمانان را بر يكديگر حرام كرده و همچنين گمان بد درباره آنها».[3]
در حديث تكان دهنده­اى از على(ع) مى­خوانيم: «كسى كه سوء ظن دارد ايمان ندارد».[4]
اين تعبير ممكن است اشاره به سوء ظن نسبت به مردم يا نسبت به خدا و يا هردو بوده باشد.
در حديث ديگرى از همان حضرت مى­خوانيم: «از سوء ظن بپرهيز چرا كه سوء ظن عبادت را فاسد و پشت انسان را از بار گناه سنگين مى­كند»[5] و...
 
مراتب سوء ظن
  سوء ظن داراى سه مرحله است: «سوء ظن قلبى»، «سوء ظن زبانى»، «سوء ظن عملى». آنچه در قلب است مشمول تكليف نيست چون از اختيار بيرون است ولى آنچه در زبان و در عمل است حرام و ممنوع مى­باشد.
به همين دليل، در بعضى از روايات مى­خوانيم: «سه چيز است كه هيچكس از آن بركنار نمى­ماند، يكى از آنها گمان بد است» سپس فرمود: هنگامى كه گمان بدى بردى به آن ترتيب اثر نده».[6]
 
اقسام سوء ظن
  سوء ظن اقسامى دارد كه از بعضى آنها نهى شده است :
1- سوء ظن به خدا: سوء ظن به پروردگار و بدبينى نسبت به وعده هاى الهى، آثار مخربى در بنيان ايمان و عقائد انسان دارد و انسان را از خدا دور مى سازد. اضافه بر اين سوء ظن به وعده­هاى الهى سبب فساد عبادت مى­گردد. چنانكه در حديث مى­خوانيم:
«خداوند هيچ مؤمنى را بعد از توبه و استغفار عذاب نمى­كند مگر به خاطر سوء ظن به خداوند و كوتاهى در اميدوارى به ذات پاك او و بداخلاقى و غيبت مؤمنين».[7]
 
به علاوه سوء ظن به خدا، انسان را از عنايات الهى محروم مى­كند، زيرا خداوند با هر كس مطابق حسن ظن و سوء ظن او عمل مى نمايد. اميرمؤمنان على(ع) فرمود:
«ترس و حرص و بخل غريزه­هاى مختلفى هستند كه تمام آنها در سوء ظن به خداوند جمعند».[8]
 
به يقين كسى كه به امدادها و نصرت الهى ايمان داشته باشد ترسى از دشمنان خدا به خود راه نمى­دهد و كسى كه به وعده­هاى پروردگار در زمينه روزى مطمئن باشد حرص نمى­زند و از بخل بيزار است بنابراين صفات سه گانه مزبور در واقع از سوء ظن به خداوند سرچشمه مى­گيرد.
 
2- سوء ظن به مردم: این قسم از سوء ظن که بسیاری از مردم به آن مبتلا هستند طبق آيه 12 سوره مبارکه حجرات نهى شده است:
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است؛ و هرگز (در کار دیگران) تجسس نکنید، ...» [9]
 
3- سوء ظن به خود: انسان نبايد نسبت به خود حسن ظن داشته باشد و همه كارهاى خود را بى­عيب بپندارد. حضرت على(ع) در صفات متّقين (درخطبه همام) مى­فرمايد: يكى از كمالات افراد باتقوا آن است كه نسبت به خودشان سوء ظن دارند و «خودشان را متّهم می­شمارند.»[10] افرادى كه خود را بى­عيب مى­دانند در حقيقت نور علم و ايمانشان كم است و با نور كم، انسان چيزى نمى­بيند. يكى از دلايل آنكه امامان معصوم آن همه گريه و مناجات داشته­اند، همان نور ايمان و معرفت آنان بوده است.
  توجّه به اين نكته نيز لازم است كه معناى حسن ظن؛ سادگى، زودباورى، سطحى نگرى، غفلت از توطئه­ها و شيطنت­ها نيست. اُمّت اسلامى هرگز نبايد به خاطر حسن ظن­هاى نابجا، دچار غفلت شده و در دام صيادان قرار گيرد.[11]
 
موارد استثناء
  بى ترديد زشتى سوء ظن، استثنائاتى نيز دارد كه در روايات اسلامى به آن اشاره شده است:
الف) هرگاه فساد در محيطى به صورت يك خوى غالب درآيد و آلودگان غلبه پيدا كنند، حسن ظن در چنين شرائطى نه تنها از فضايل اخلاقى نيست بلكه ممكن است انسان را گرفتار عواقب ناگوارى كند. در حديثى از اميرمؤمنان على(ع) مى­خوانيم:
«هنگامى كه صلاح و دوستى بر زمان و اهلش غالب شود، سپس كسى نسبت به ديگرى كه گناهى از او آشكار نشده است سوء ظن پيدا كند ظلم و ستم كرده است، و هرگاه فساد بر زمان و اهلش چيره گردد و در اين حال كسى به ديگرى حسن ظن پيدا كند، خود را فريب داده است».[12]
 
ب) در مسايل امنيتى و اطلاعاتى كه به سرنوشت جامعه مربوط است نمى­توان با خوش بينى به هر حركتى در جامعه نگاه كرد، بلكه بايد در آنجا حسن ظن را كنار گذاشت و با احتياط لازم با اين گونه حركات برخورد كرد؛ تمام حركات مشكوك بايد زير نظر باشد و پيرامون آن تحقيق شود. اگر بعد از تحقيق دلائل روشنى بر انجام كار خلاف توأم با نيت سوء به دست آمد تعقيب گردد.
ج) از موارد ديگرى كه سوء ظن نه تنها جايز است بلكه ممكن است واجب باشد در برابر دشمنان است. ممكن است دشمن دم از صلح و دوستى و محبت و تغيير رويه بزند و دست دوستى به سوى ما دراز كند. در اين گونه موارد هرگز نبايد گرفتار حسن ظن شد و بلافاصله دست دشمن را فشرد و به او اعتماد كرد.
روى همين اصل در فرمان معروف به «مالك اشتر» آمده است: هنگامى كه با دشمنت پيمان صلح بستى، كاملا از او بر حذر باش؛ زيرا دشمن گاه نزديك مى­شود تا طرف را غافلگير كند. بنابراين در چنين شرايطى احتياط را از دست نده و دورانديش باش و حسن ظن خويش را متهم ساز».[13]
 
عوامل و انگيزه­هاى سوء ظن
  اين رذيله اخلاقى، همانند رذائل ديگر از سرچشمه­هاى متعددى نشأت مى­گيرد:
1ـ آلودگى درون و برون: افرادى كه خودشان آلوده­اند ديگران را همچون خود آلوده مى­پندارند و از طريق «مقايسه به نفس، مردم را به كيش خود و به روش خود مى پندارند. در حديثى از اميرمؤمنان على(ع) می­خوانيم:
«  آدم بد به هيچ كس گمان خوب نمى­برد؛ زيرا ديگران را همچون خود مى­پندارد».[14]
 
2ـ همنشينى با بدان: كسى كه معاشرانش را از افراد فاسد انتخاب كرده است طبيعى است كه نسبت به همه مردم سوء ظن پيدا كند؛ چرا كه تصور مى­كند معاشران او نمونه­هايى از ساير مردمند. حضرت على(ع) فرمود:
« همنشينى با بدان سبب بدگمانى نسبت به نيكان مى­شود ».[15]
 
3ـ زندگى در محيط­هاى فاسد: هنگامى كه انسان در خانواده يا در شهر و كشورى كه فساد بر آن حاكم شده است زندگى كند نظر او نسبت به همه افراد حتى به نيكان، منفی مى­شود. هر چند معاشران او افراد خوبى باشند ولى غلبه فساد بر محيط كار، باعث سوء ظن مى­شود.
4ـ حسد، كينه توزى، تكبر و غرور: شخص حسود و كينه توز مى­خواهد از اين طريق از مقام شخص محسود بكاهد و كينه خود را از اين طريق اعمال كند. افراد متكبر براى تحقير ديگران متوسل به سوء ظن مى­شوند تا آنها را در نظر خود و جامعه، افرادى پست و حقير جلوه دهد.
5ـ عقده حقارت: كسى كه گرفتار خود كم بينى شده و يا از سوى ديگران مورد تحقير واقع گشته است سعى مى­كند ديگران را هم در محيط فكر خود، حقير و پست، آلوده و گنهكار حساب كند تا از عقده خود بكاهد و آرامش كاذبى براى خويش فراهم سازد.
سوء ظن نسبت به خداوند، عمدتاً از ضعف ايمان ناشى مى­شود؛ عدم ايمان به صفات ذات و فعل و ضعف باورها نسبت به علم، قدرت، رحمانيت، رازقيّت و ساير صفات پروردگار او را به سوء ظن در وعده­هايش مى­كشاند و راههاى سعادت و نجات را به روى انسان مى­بندد.
 
آثار شوم سوء ظن
  گسترش دامنه سوء ظن در جوامع بشرى، آثار بسيار زيانبار و نامطلوبى دارد كه به طور اجمال بر كسى پوشيده نيست ولى در توضيح آن، جهات ذيل قابل توجه است:
1- از ميان رفتن «اعتماد»: در جامعه­اى كه بى­اعتمادى حكمفرما است همدلى، همكارى و تعاون وجود ندارد و آثار و بركات زندگى دسته جمعى از ميان مى­رود.
در حديثى از امام على(ع) مى­خوانيم:
«كسى كه بدگمان باشد نسبت به كسى كه به او خيانتى نكرده بدبين مى شود و او را خائن مى پندارد».[16]
 
2- ایجاد درگیری: در بسيارى از موارد اشخاص به دنبال سوء ظن خود حركت مى كنند و حادثه مى آفرينند و گاه حتى به خونريزى منتهى مى­شود.
از حضرت على(ع) روایت است که:
«سوء ظن كارها را به فساد مى­كشد و مردم را به انواع بدى­ها وادار مى­كند».[17]
 
3- از دست دادن اطرافیان: سوء ظن سبب مى شود كه انسان به سرعت دوستان خود را از دست بدهد؛ حتى نزديكانش او را تنها بگذارند و اين وحشتناك ترين غربت است. اميرمؤمنان على(ع) فرمود:
«كسى كه سوء ظن بر او غالب شود، راه صلح و صفا ميان او و دوستانش را مى­بندد»[18]
4- فساد عبادت: در روایتی آمده است: «سوء ظن، عبادت انسان را فاسد مى­كند و پشت او را از بار گناه سنگين مى­نمايد».[19]
اگر منظور از سوء ظن در اين روايت، سوء ظن به پروردگار باشد علت فساد عبادت روشن است. و اگر نسبت به مردم باشد (همان گونه كه ذيل روايت گواهى مى دهد) به خاطر آن است كه در بسيارى از موارد به دنبال سوء ظن، انسان مرتكب تجسّس و به دنبال آن مرتكب غيبت و گاه تهمت مى­شود.
5- تحلیل نادرست: سوء ظن چون يك تفكر انحرافى است تدريجاً در ساير افكار انسانى نيز اثر مى­گذارد و تحليل­هاى او نيز نادرست مى­شود و از رسيدن به واقعيت­ها كه زمينه پيشرفت و موفقيت است باز می­ماند. در حديثى از اميرمؤمنان على(ع) چنين نقل شده است كه فرمود:
«كسى كه سوء ظن داشته باشد تفكر او خراب مى شود».[20]
 
راههای درمان بدگمانى
  امور زير مى­تواند به نجات از شرّ اين خوى زشت كمك كند:
الف) جستجوى توجيه صحيح براى اعمال مشکوک: بسیارى از كسانى كه در زندگى شخصى مورد سوء ظن و بدگمانى واقع مى­شوند اعمالشان قابل توجيه و حمل بر صحت است.
ب) اگر انسان از تجسّس در زندگى خصوصى افراد بپرهيزد يكى از مهمترين عوامل سوء ظن را از خود دور ساخته است.
ج) ترتيب اثر ندادن به بدگمانى؛ اگر انسان نسبت به كسى بدگمان شد و از او فاصله گرفت و اظهار بى­اعتمادى نمود و... سبب تشديد اين صفت مى­شود ولى با بى­اعتنايى و ترتيب اثر ندادن تدريجاً ضعيف و محو مى­گردد.
بى­شك توجه به مجازاتهاى الهى و آثار سوء معنوى اين رذيله اخلاقى، اثر قوى و بازدارنده در اين زمينه دارد.
 


[1] - مکارم شیرازی، ناصر؛ اخلاق در قرآن، قم، مدرسة الامام علی بن ابیطالب (ع)، چاپ سوم، 1385،ج3، ص335.
[2] - مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالكتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، جلد 72، صفحه 195. «اِيّاكُمْ وَ الظَّنُّ فَاِنَ الْظَنَّ اَكْذَبُ الْكِذْبِ»
[3] - همان، صفحه 201.
[4] - عبد الواحد، آمدی،تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1378،چاپ دوم، صفحه 264. «لا اِيْمانَ مَعَ سُوءِ ظَنٍّ»
[5] - همان، صفحه 263.
[6] - مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالكتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، جلد 55، صفحه 320. «وَاِذا ظَنَنْتَ فَلا تَحَقَّقْ»
[7] - مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالكتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، جلد 67، صفحه 366.
[8] - عبد الواحد، آمدی،تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1378،چاپ دوم، صفحه 292.
[9] - « یا ََّاَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ كَثِيراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلاَ تَجَسَّسُواْ...»
[10] - سید رضی؛ نهج البلاغه، فیض الاسلام، تهران، چاپ چهارم، سال 1378، انتشارات فقیه، خطبه 193، صفحه 613.
[11]- - قرائتی، محسن؛ تفسیر نور، تهران‏، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن‏، 1383، سوره حجرات، ذیل آیه 12.
[12] - سید رضی؛ نهج البلاغه، فیض الاسلام، تهران، چاپ چهارم، سال 1378، انتشارات فقیه، حکمت 110، صفحه 1140.
[13] - سید رضی؛ نهج البلاغه، فیض الاسلام، تهران، چاپ چهارم، سال 1378، انتشارات فقیه، نامه 53، صفحه 1027.
[14] - همان، ص105.
[15] - مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالكتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، جلد 71، صفحه 191.
[16]- همان. «مَنْ سائَتْ ظُنُونُه اِعْتَقَدَ الْخِيانَةَ بِمَنْ لا يَخُونُه»
[17] - همان. «سُوءُالظَّنِّ يُفْسِدُ الاُْمُورَ وَ يَبْعَثُ عَلَى الشُّروُرِ»
[18] - همان. «مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ سُوءُ الظَنِّ لَمْ يَتْرُكْ بِيْنَهُ وَ بَيْنَ خَليل صُلْحاً»
[19] - همان. «اِيّاكَ اَنْ تُسِيىءَ الظَنَّ فَاِنَّ سُوءَالظَّنِ يُفْسِدُ الْعِبادَةَ وَ يُعَظِّمُ الْوِزْرَ»
[20] - همان. «مَنْ ساءَ ظَنُّهُ ساءَ وَهْمُه»

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=36801
 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 15:51 توسط مهدی شربی |

سخنرانی استاد علی غلامی در باره ولایت فقیه (جلسه چهارم از سلسه جلسات)

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)

دریافت فایل صوتی سخنرانی


برخی از سوالاتی که در این سخنرانی جواب داده شده اند عبارتند از :

1- مخالفان ولایت فقیه چه کسانی هستند؟

2- شناخت برخی از چهره های سیاسی و مذهبی و نوع برخورد آنها با موضوع ولایت فقیه و نوع برخورد دربرار رهبری

3- مقام معظم رهبری را چقدر می شناسیم ؟

4- حکومت علوی چگونه بود ؟

5- آیا اکثریت مشروعیت می آورد ؟

6- آیا در اتخاب ها همیشه اکثریت پیروز می شود ؟


راستی تا کنون دقت کردید :

در یک انتخابات با حضور 5 حزب وقتی سهم آرا به این شکل است:

حزب1 : 25%

حزب2 : 15%

حزب3 : 30%

حزب4 : 10%

حزب5 : 20%

در نتیجه حزب 1 و 2 به مرحله دوم انتخابات مي روند و يكي كه اين مرتبه بيش از 50% آرا را كسب كند(50%+1 راي) پيروز مي شود (اما اينبار ممكن است تعداد كمي از طرفداران سه حزب ديگر در انتخابات دور دوم شركت كنند و درصد كلي مشاركت پايين بيايد) ولي كمي كمتر از 50% به حزب سوم راي داده اند و خيلي ها هم راي نداده يا راي ممتنع داده اند!  اما آیا حزب برنده اکثریت است؟

پس می بینیم که اکثریت نیست که مشروعیت می آورد !

آیا وقتی چنین حزبی در یک انتخابات با چنین سهمی پیروز می شود باید آن را نامشروع خواند و از کار و تشکیل دولت توسط آن جلوگیری کرد؟

آیا منطقی است؟!

ببینید این گروه هایی که برطبل باطل شدن انتخابات و غیر مشروعی بودن این دولت (دولت دهم) می کوبند چه حرف بی ارزش و بدون منطقی می زدند! آن هم با آن اختلاف آراء چشمگیر!

آیا چون یک دولت مخالفان زیادی دارد ، حتی با این درصد تفاوت زیاد (مانند مثال) آن دولت نا مشروع می شود؟؟! (خیر!)

بیایید در مسائل به جای احساس ، از عقل و منطقمان استفاده کنیم.

موفق باشید ، یاعلی

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 18:2 توسط مهدی شربی |