وبگاه گروه فرهنگی فکرت
نهضت تعقل اسلامی


اطلاعات بیشتر از جزئیات نوار ابزار فکرت
جهت اطلاع از آخرین مطالب وبلاگ فکرت و آخرین اخبار ایران و جهان نوار ابزار را دانلود کنید

سالروز شهادت شهید همت گرامی باد.
وصیت نامه شهید همت:
بسم الله الرحمن الرحيم
هرچه داريم از شهدا داريم و انقلاب حاصل خون شهيدان است.
به تاريخ ۱۳۵۹/۱۰/۱۹ شمسی ساعت ۱۰/۱۰ شب چند سطری وصيتنامه می نويسم .
هرشب ستاره ای را به زمين می کشند و باز اين آسمان غمزده غرق ستاره است.
مادر جان ! می دانی تور را بسيار دوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهيدان داشت .
مادر ! جهل حاکم بر يک جامعه انسان ها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل اين جهلند و شايد قرن ها طول بکشد که انسانی از سلاله ی پاکان زاييده شوند و بتوانند رهبری يک جامعه ی سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را دردست گيرد و امام تبلور سلاله ی ادامه دهندگان راه امامت و شهامت وشهادت است.
مادر جان ! به خاطر داری که من برای يک اطلاعيه ی امام حاضر بودم بميرم؟
کلام او الهام بخش روح پر فتوح اسلام در سينه و وجود گنديده ی من بوده وهست.اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهيد برايم دعا کنندتا شايد خدا من روسياه را در درگاه با عظمتش به عنوان يک شهيد بپذيرد .
مادر جان ! من متنفر بودم وهستم از انسان های سازشکار و بی تفاوت و متاسفانه جوانان که شناخته کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گويند بسيارند .
ای کاش به خود می آمدند .
از طرف من به جوانان بگوييد چشم شهيدان و تبلور خونشان به شما دوخته است به پا خيزيد و اسلام را و خود را دريابيد .
نظير انقلاب اسلامی ما در هيچ کجا پيدا نمی شود نه شرقی نه غربی.
اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملت های تحت فشار مثلث ( زور و زر و تزوير ) به خود می آمدند و آنها نيز پوزه استکبار را بر خاک می ماليدند.
مادر جان ! جامعه ی ما انقلاب کرده و چندين سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسان ها بيرون برد ولی روشنفکران ما به اين انقلاب بسيار لطمه زدند زيرا نه آن را می شناختند و نه برايش زحمت و رنجی متحمل شده بودند. از هر طرف به اين نونهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند مقتدر است .اگر هدايت نشدند مسلما مجازات خواهند شد .
پدر و مادر من ! من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خويشتن را گم و فراموش کنم .
علی وار زيستن و علی وار شهيد شدن حسين وار زيستن و حسين وار شهيد شدن را دوست دارم .
الگوی جاويد يک مومن از بند هوی و هوس رستن است و من اين الگو را نيز دوست داشتم .
شهدات در قاموس اسلام کاری ترين ضربات را بر پيکر ظلم و جور و شرک و الحاد می زند و خواهد زد و تاريخ اسلام اين را ثابت کرده است .
پدر ! ما فردا می رويم به جنگ با انسانها يی که چون کفار در صدر اسلام نمیدانند چرا و برای چه می جنگند جنگ با دموکرات يا در حقيقت آلت دست بعث بغدادعراق .ببين ما به چه روزی افتاده ايم و استعمار چقدر جامعه ی ما را به لجن زار کشيده است ولی چاره ای نيست . اينها سد راه انقلاب اسلامی اند پس سد راه اسلام . بايد برداشته شوند تا راه تکامل طی شود .
مادر جان ! به خدا قسم اگر گريه کنی و به خاط من گريه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود . زينب وار زندگی کن و مرا نيز به خدا بسپار .
( اللهم ارزقنا توفيق الشهاده فی سبيلک )
اسلام دين مبارزه و جهاد است و در اين راه احتياج به ايمان و ايثار و استقامت است .
خواهران و برادرانم و همچنين پدرم ! مرا ببخشيد و از آنها می خواهم که راهم را ادامه دهند .
والسلام - محمد ابراهيم همت
ساعت ۱۵/۱۲ پاوه - اتاق تحقيقات سپاه
www.hajihemmat.blogfa.com/cat-6.aspx
از ویژگیهای فکری و عملی یاران سیدالشهدا (علیه السلام) در نهضت عاشورا، ((بصیرت)) وبینش بود.در فرهنگ دینی و متون معارف،از کسانی با
عنوان((اهل البصائر)) یاد شده است،یعنی صاحبان روشن بینی و بیداردلی و شناخت عمیق
نسبت به حق وباطل،امام وحجت الهی،راه وبرنامه،دوست ودشمن،مومن ومنافق.
صاحبان بصیرت،چشم درونشان بیناست،نه تنها چشم سر. با آگاهی ،هوشیاری وانتخاب گام در راه می گذارند و عملکرد وموضعگیری هایشان ریشه اعتقادی و مبنای مکتبی و دینی دارد، جهادشان مکتبی و مبارزاتشان مرامی است. نه سودجویانه ودنیاپرستانه یا نشات گرفته از تعصبات قومی وجاهلی،یا تحریک شده تبلیغات فریبکارانه جناه باطل وسلطه زور.اهل بصیرت،راه خود را روشه وبی ابهام و به حق میبینند وباطل بودن دشمن را یقین دارند وبا تطمیع وتهدید، نه خود را می فروشندونه دست از عقیده وجهاد بر می دارند.شمشیرها وجهادشان پشتوانه عقیدتی دارد.به فرموده علی(علیه السلام) (حملوا بَصائِرَهُم عَلی اَسیافِهِم)
بصیرتهایشان را بر شمشیرهایشان سوار کردند.
اینگونه مدافعان بینا دل وپیروان دل آگاه، هم در رکاب علی (علیه السلام) با معاویه می جنگیدند، هم در همه حال اما مجتبی (علیه السلام) را حمایت می کردند،هم در عاشورا جان خویش را فدای امام خویش و نصرت قرآن می کردند.این از سخنرانی ها ورجزها و پاسخ هایشان روشن بود. سیدالشهدا (علیه السلام) را امامی میدانستند که باید یاریش کرد و جان در راهش باخت ودشمنانش را کافردلان نفاق پیشه ای می شناختند که جهاد با آنان همچون جهاد با مشرکان بود واجر داشت. سخنان امام حسین (علیه السلام)، امام سجاد(علیه السلام) حضرت ابا الفضل،علی اکبر،جوانان بنی هاشم، یاران اباعبدالله(علیه السلام) همه گویای عمق بصیرت آنان است. اما صادق(علیه السلام) درباره حضرت عباس،تعبیر((نافذ البصیرة)) دارد، که گویای عمق بینش و استواری ایمان او در حمایت از سیدالشهداست)) :کانَ عَمُّنَا العَبِّاسُ بنُ عَلیٍ نافِذ البَصیرَة صُلبَ الایمان...)). در زیارتنامه حضرت عباس است: ((وَاِنَّک مَضَیتَ عَلی بَصیرَةِ مِن اَمرِکَ مُقتَدیا بِالصّالِحین...))سخن علی اکبر خطاب به امام که ((مگر ما بر حق نیستیم؟)) مشهور است. در جبهه مقابل، کوردلانی دنیا طلب و فریب خوردگانی بی انگیزه وتحریک شدگانی نادان بودند که تبلیغات اموی چشم بصیرتشان را بسته بود ولقمه های حرام گوش حقیقت نیوش را از آنان گرفته بود.
منبع: کتاب فرهنگ عاشورا نوشته جواد محدثی
حضرت آیت الله خامنه ای: اگر بيداري اسلامي، گستردهتر و عميقتر شود و دلهاي مسلمانان نزديكتر گردد، راه تعامل و همكاري و پيشرفت همگاني، گشوده ميشود و بسياري از مشكلات جهان اسلام از جمله مسئله فلسطين حل خواهد شد.

http://www.rajanews.ir
حضرت آيت الله خامنه اي تاكيد كردند: اگر كار فرهنگي بدرستي انجام شود و بر ذهن و فكر و عاطفه افراد تأثيرگذار باشد، قطعاً برخي خلأهاي احتمالي در عرصه ديپلماسي و يا ارتباطات تجاري و اقتصادي، پُر خواهد شد.

به گزارش
ايشان با اشاره به جايگاه و اهميت فعاليتها و ارتباطات فرهنگي افزودند: اگر كار فرهنگي بدرستي انجام شود و بر ذهن و فكر و عاطفه افراد تأثيرگذار باشد، قطعاً برخي خلأهاي احتمالي در عرصه ديپلماسي و يا ارتباطات تجاري و اقتصادي، پُر خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به شيوه و روش كشورهاي استعمارگر براي رسيدن به اهداف نادرست و ظالمانه خود با استفاده از روابط و نفوذ فرهنگي خاطرنشان كردند: اين كشورها با حركت فرهنگي، اهداف غيرانساني خود را دنبال مي كنند در حاليكه در نظام اسلامي كه برخاسته از سخن حق و تفكرات ناب الهي است، بايد از روشها و ابزار فرهنگي استفاده بهتر و شايسته تري شود.
حضرت آيت الله خامنه اي انزواي حقيقي را انزواي فرهنگي دانستند و افزودند: اگر كار فرهنگي بدرستي انجام شود، هيچ عاملي نمي تواند كشور را منزوي كند.
ايشان با تأكيد بر اهميت و نقش فعاليت سفير فرهنگي، خاطرنشان كردند: سفيران فرهنگي جمهوري اسلامي ايران خط مقدم جبهه فرهنگي در عرصه بين المللي هستند و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي نيز مركز اصلي اين جبهه فرهنگي است.
رهبر انقلاب اسلامي سپس به تبيين وظايف سنگين سفيران فرهنگي پرداختند و افزودند: ارائه تصوير درست از انقلاب و نظام جمهوري اسلامي براي مردم دنيا و همچنين مسئولان كشورها يكي از وظايف مهم و كارهاي بزرگ سفيران فرهنگي است.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به تلاش گسترده تبليغاتي جبهه استكبار براي ارائه چهره اي مخدوش از نظام اسلامي خاطرنشان كردند: آنها قصد دارند با ارائه يك چهره مخدوش از نظام جمهوري اسلامي، مردم دنيا و علاقه مندان به اين نظام را بدبين كنند و از تأثير معنوي و روحي انقلاب اسلامي بكاهند، بر همين اساس مهمترين وظيفه نمايندگان فرهنگي، ارائه يك تصوير درست از انقلاب اسلامي است.
رهبر انقلاب اسلامي لازمه ارائه تصوير درست از نظام اسلامي را، تعريف صحيح از اسلام دانستند و تأكيد كردند: بدخواهان و مستكبران تلاش دارند تا اسلامي را به جهانيان معرفي كنند كه يا اسلام متحجر و يا اسلام بي خاصيت ليبرالي باشد در حاليكه اسلام واقعي و ناب مورد نظر نظام اسلامي، داراي مفاهيم والا، عميق و روشن از انسان، خدا، جهان آينده، و نيازهاي مادي و معنوي بشريت است.
حضرت آيت الله خامنه اي، معرفي پيشرفتهاي چشمگير علمي و معرفي ادب و هنر كشور را از ديگر وظايف نمايندگان فرهنگي جمهوري اسلامي ايران برشمردند.
ايشان معرفي جلوه هاي مردم سالاري كشور و اجتماعات عظيم مردمي را، يكي ديگر از وظايف سفيران فرهنگي دانستند و با تأكيد بر اينكه جلوه هاي ديني يكي ديگر از واقعيات مهم كشور است افزودند: حضور معنوي و عاشقانه قشرهاي مختلف مردم به ويژه جوانان در مراسم مذهبي اعم از جلسات قرآن، دعا، و عزاداريها، يك رويداد بزرگ در كشور است كه بايد با هنرمندي و مستندسازي، به مردم دنيا نشان داده شود.
رهبر انقلاب اسلامي، معرفي ايران امروز را مورد تأكيد قرار دادند و خاطرنشان كردند: بايد در كنار معرفي عمق فرهنگ و تمدن كشور، ايران امروز هم براي جهانيان معرفي شود.
ايشان مسئله زبان و ادبيات فارسي را بسيار مهم دانستند و تأكيد كردند: يكي از وظايف اصلي سفيران فرهنگي، ترويج زبان فارسي از طريق پيگيري كرسي هاي زبان فارسي در مراكز علمي و دانشگاهي است.
حضرت آيت الله خامنه اي از فعاليتهاي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي قدرداني كردند.
در ابتداي اين ديدار آقاي حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سخناني با تأكيد بر اينكه ديپلماسي عمومي از بديهيات مأموريت سفيران فرهنگي است، گفت: توجه بيش از پيش به آموزش و گسترش زبان فارسي، ارائه واقعيتهاي ايران، ايجاد نمايشگاههاي فرهنگي و هنري، و برگزاري هفته هاي فرهنگي از جمله اقدامات نمايندگان فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور است.
آقاي مصطفوي رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي نيز ضمن بيان گزارشي از هشتمين هم¬انديشي رايزنان فرهنگي، به فعاليتهاي اين سازمان در دو بخش مهندسي روابط فرهنگيحسین حاج فرج الله دباغ، معروف به عبدالکریم سروش كه در محافل علمي به فيلسوف لمپن شهرت دارد، در آخرین
اظهارات خود با نشریه فرانسوی لوموند، بار دیگر هجمه به بنیانگذار کبیر انقلاب و جمهوری اسلامی را در دستور کار خویش قرار داد.
به گزارش رجانیوز، سروش که در انتخابات اخیر از مهدی کروبی حمایت کرده بود، پیش از این نیز سابقه تردید در اصول دینی را با طرح مسایلی چون «قبض و بسط و تئوریک شریعت» و «بشری خواندن وحی» در کارنامه خود به ثبت رسانده بود.
وی در آخرین اظهارات خویش اظهار مدعی شده: « آیت الله خمینی هرگز علاقه ای به ایده دموکراسی نداشت و او بود که با ذکر آن در تعریف جمهوری اسلامی مخالفت کرد» و در ادامه نیز تئوری ولایت فقیه را همان «سلطنت» نامیده است.
اما این اظهارات در حالی مطرح می شود که حضرت امام (ره) در ابتدای انقلاب در اقدامی بی سابقه که هم چنان پس از هيچ انقلابي و در هیچ کشوری مشاهده نشده است، نوع نظام مستقر در جامعه را به رای مردم گذارده و در پس آن بیش از 98% از شرکت کنندگان به جمهوری اسلامی که ولایت فقیه نیز جزوی از آن به شمار می آمد، رای مثبت دادند.
و اين در حالي است كه قبل انقلاب نیز امام (ره) در پاسخ به کسانی که آشنایی کافی با اسلام نداشتند و پیرامون نوع حکومت بحث های انحرافی مطرح می کردند، چنین فرمودند: «یک مسئله این است که این توهم، این را در ذهن می آورد که اسلام محتوایش خالی است از این، لذا احتیاج به این است که یک قیدی پهلویش بیاورند و این برای ما بسیار حزن انگیز است که در محتوای یک چیزی که همه چیزها به طریق بالاترش و مهمترش در آن هست، حالا ما بیاییم بگوییم که ما اسلام می خواهیم و اما با اسلاممان دموکراسی باشد! اسلام همه چیز است. مثل این است شما بگویید که ما اسلام را می خواهیم و می خواهیم که به خدا هم اعتقاد داشته باشیم» (1) اما اين هيچ گاه به معناي تاييد مفهوم دموكراسي به معناي مصطلح و غربي آن در انديشه امام راحل نيست زيرا در همان ابتداي انقلاب و در پاسخ به اعضاي نهضت آزادي و جبهه ملي كه بحث جمهوري دموكراتيك را مطرح نمودند، حضرت امام «جمهوي اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد» را مورد تاكيد قرار دادند، و اين در واقع به معناي تاكيد ايشان بر دموكراسي در چارچوب حكومت ديني است، چرا كه اندكي توجه به نظريات مختلف غربي نيز حاكي از آن است در هيچ كشوري دموكراسي بدون رعايت چارچوب هاي اصلي آن كشور، مورد تاييد قرار نگرفته است.
اما نکته جالب توجه تر در اظهارات اخیر سروش، معادل دانستن ولایت فقیه و سلطنت است. ریشه این اظهارات به تئوری قدیمی «پاتریمونیالیزم» (سلطانیزم) ماکس وبر، جامعه شناس آلمانی قرن 19 و 20 باز می گردد که در اندیشه تجدید نظرطلبان پس از سالهای حاکمیت دوم خرداد تاثیر مهمی داشت، اما سعید حجاریان از مهم ترین نظریه پردازان این طیف فکری در قسمتی از توبه نامه تئوریک خويش در مردادماه سال جاری این موضوع را نیز موزد اشاره قرار داده بود:
« از مهمترين اين نظرات انطباق شرايط كشورمان با تئوري ماكسوبر در باره ي سلطانيسم است كه معتقد است بر بسياري از امپراطوري هاي شرقي اين شيوه از حكومت جاري بوده و يك حاكم پاتريمونيال تيولدار و تعدادي حاميان وي كه هر كدام خيل عظيمي از تحت الحمايگان را يدك ميكشيده اند نظام سلطه را در سراسر قلمرو سرزمين مستقر كرده بودند» و در ادامه نیز به طور مفصل به علت چرایی ناسازگاری بسیاری از تئوری های غیربومی به طور عام و تئوری پاتریمونیالیزم
اگرچه بحث تفصيلي پیرامون تقابل روشنفکران به ظاهر دینی با اندیشه ولایت فقیه مجال دیگری می طلبد، لکن در ابتداي انقلاب و در اوج هجمه های روشنفکران لیبرال و بعضا چپ نسبت به حضرت امام (ره) و به تبع آن اندیشه ولایت فقیه، ایشان صراحتا تصریح فرمودند:
«شما نترسيد از اين چهار نفر آدمي که نميفهمند اسلام چه است؛ نميفهمند فقيه چه است؛ نميفهمند که ولايت فقيه يعني چه. آنها خيال ميکنند که يک فاجعه به جامعه است! اينها اسلام را فاجعه ميدانند، نه ولايت فقيه را. اينها اسلام را فاجعه ميدانند، ولايت فقيه فاجعه نيست. ولايت فقيه، تبع
و در جایی دیگر نیز اعلام داشتند:
«اصلاً از ولايت فقيه سر درنميآورند که اصلاً چه هست! در عين حالي که سر درنميآورند، مينشينند ميگويند اگر بنا باشد که ولايت فقيه بشود ديکتاتوري ميشود، کذا ميشود» (3)
گفتنی است مواضع ضد دینی سروش تا حدی است که حتی مرحوم منتظری نیز تا زمانی که در قید حیات بود تقابل جدی با وی داشت، بگونه ای که پس از تردید سروش در وحی بودن قرآن کریم، آیت الله منتظری ضمن شبهه خواندن این بحث انحرافی از سوی سروش، در دهم اردیبهشت ماه 87 پاسخ مفصلی خطاب به وی منتشر نمود و در همین اثنا بود که آیت الله جعفر سبحانی نیز در نامه های مفصل و سرگشاده خود به سروش ضمن پاسخ دادن به شبهات مطرح شده از سوی وی نوشته بود:
«هنگامي كه جنابعالي در دبيرستان علوي درس ميخوانديد دفتري براي كارهاي روزانه داشتيد و اگر ترك اولايي از شما سر ميزد، در آن دفتر يادداشت ميكرديد، تا بعداً جبران كنيد و از اين طريق به سفارش علماي اخلاق در مورد «مشارطه و مراقبه» جامه عمل ميپوشانيديد. بنابراين، بايد در جستجوي علتي باشيد كه چرا آن قرب و منزلت، پس از مدتي قوس نزولي پيدا كرده است. بايد در اين پديده كه در زندگي شما رخ داده است كاوش كنيد و علت آن را به دست آوريد»
متاسفانه تاکنون عکس العملی از سوی موسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) پیرامون سخنان سروش مشاهده نشده است.
1.
2. صحيفه امام (ره)، ج10، ص 224
3. صحيفه امام (ره)، ج 10، ص 411
http://rajanews.com/detail.asp?id=45839
یکی از ویژگی های این گفتار شاید کاربردی بودن آن باشد؛ استاد از شریعت می گوید و توضیح می دهد که شریعت
از خدا شروع ميشود و تا ولايتفقيه ادامه پيدا ميكند. در این سیر است که نبوت و رسالت رسول مکرم اسلام تشریح می شود و در عین حال جایگاه و افق های زندگی انسان امروز رخ می نماید. انسانی که اکنون در پستی و بلندی های دنیا و روزمرگی همه چیز را به دست فراموشی سپرده است؛ نه برای حیات خود دلیلی دارد و نه برای ممات خود. در واقع در این سیر است که جایگاه انسان و جایگاه نبی تشریح می شود.
به گزارش رجانیوز استاد طاهرزاده از یک نگرانی نسبت به آینده سخن می گوید. و در این میان ریشه اضطراب ها و آرامش ها را مرور می کند. آرامشی چون آرامش امام خمینی(ره) در برابر طوفان های مرحوم طالقانی مثالی بر این همه است. اما شاید این همه مقدمه ای است برای آنکه باب سخن گفتن از "هدف گمشده" باز شود. در ورای همه این سرگردانی ها باید هدفی را جستجو کرد تا حیات را معنا دهد و اینجاست که استاد با یک سیر از واقعیات زندگی شروع می کند و به موضوع شریعت می رسد. مشروح این گفتار در پی می آید: (دانلود فایل جزوه pdf، word)
خبرگزاري فارس: پيام فضلينژاد گفت: من خاتمي را براساس كتابي كه نوشته است، متهم ميكنم كه به ماسونها وابستگي دارد.


سخنرانی استاد علی غلامی در باره ولایت فقیه (جلسه چهارم از سلسه جلسات)
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)
برخی از سوالاتی که در این سخنرانی جواب داده شده اند عبارتند از :
1- مخالفان ولایت فقیه چه کسانی هستند؟
2- شناخت برخی از چهره های سیاسی و مذهبی و نوع برخورد آنها با موضوع ولایت فقیه و نوع برخورد دربرار رهبری
3- مقام معظم رهبری را چقدر می شناسیم ؟
4- حکومت علوی چگونه بود ؟
5- آیا اکثریت مشروعیت می آورد ؟
6- آیا در اتخاب ها همیشه اکثریت پیروز می شود ؟
راستی تا کنون دقت کردید :
در یک انتخابات با حضور 5 حزب وقتی سهم آرا به این شکل است:
حزب1 : 25%
حزب2 : 15%
حزب3 : 30%
حزب4 : 10%
حزب5 : 20%
در نتیجه حزب 1 و 2 به مرحله دوم انتخابات مي روند و يكي كه اين مرتبه بيش از 50% آرا را كسب كند(50%+1 راي) پيروز مي شود (اما اينبار ممكن است تعداد كمي از طرفداران سه حزب ديگر در انتخابات دور دوم شركت كنند و درصد كلي مشاركت پايين بيايد) ولي كمي كمتر از 50% به حزب سوم راي داده اند و خيلي ها هم راي نداده يا راي ممتنع داده اند! اما آیا حزب برنده اکثریت است؟
پس می بینیم که اکثریت نیست که مشروعیت می آورد !
آیا وقتی چنین حزبی در یک انتخابات با چنین سهمی پیروز می شود باید آن را نامشروع خواند و از کار و تشکیل دولت توسط آن جلوگیری کرد؟
آیا منطقی است؟!
ببینید این گروه هایی که برطبل باطل شدن انتخابات و غیر مشروعی بودن این دولت (دولت دهم) می کوبند چه حرف بی ارزش و بدون منطقی می زدند! آن هم با آن اختلاف آراء چشمگیر!
آیا چون یک دولت مخالفان زیادی دارد ، حتی با این درصد تفاوت زیاد (مانند مثال) آن دولت نا مشروع می شود؟؟! (خیر!)
بیایید در مسائل به جای احساس ، از عقل و منطقمان استفاده کنیم.
موفق باشید ، یاعلی