تبليغاتX
وبگاه گروه فرهنگی فکرت

هجمه مجدد فيلسوف لمپن به امام(ره) و جمهوري اسلامي


حسین حاج فرج ‌الله دباغ، معروف به عبدالکریم سروش كه در محافل علمي به فيلسوف لمپن شهرت دارد، در آخرین اظهارات خود با نشریه فرانسوی لوموند، بار دیگر هجمه به بنیانگذار کبیر انقلاب و جمهوری اسلامی را در دستور کار خویش قرار داد.

به گزارش رجانیوز، سروش که در انتخابات اخیر از مهدی کروبی حمایت کرده بود، پیش از این نیز سابقه تردید در اصول دینی را با طرح مسایلی چون «قبض و بسط و تئوریک شریعت» و «بشری خواندن وحی» در کارنامه خود به ثبت رسانده بود.

وی در آخرین اظهارات خویش اظهار مدعی شده: « آیت الله خمینی هرگز علاقه ای به ایده دموکراسی نداشت و او بود که با ذکر آن در تعریف جمهوری اسلامی مخالفت کرد» و در ادامه نیز تئوری ولایت فقیه را همان «سلطنت» نامیده است.

اما این اظهارات در حالی مطرح می شود که حضرت امام (ره) در ابتدای انقلاب در اقدامی بی سابقه که هم چنان پس از هيچ انقلابي و در هیچ کشوری مشاهده نشده است، نوع نظام مستقر در جامعه را به رای مردم گذارده و در پس آن بیش از 98% از شرکت کنندگان به جمهوری اسلامی که ولایت فقیه نیز جزوی از آن به شمار می آمد، رای مثبت دادند.

و اين در حالي است كه قبل انقلاب نیز امام (ره) در پاسخ به کسانی که آشنایی کافی با اسلام نداشتند و پیرامون نوع حکومت بحث های انحرافی مطرح می کردند، چنین فرمودند: «یک مسئله این است که این توهم، این را در ذهن می آورد که اسلام محتوایش خالی است از این، لذا احتیاج به این است که یک قیدی پهلویش بیاورند و این برای ما بسیار حزن انگیز است که در محتوای یک چیزی که همه چیزها به طریق بالاترش و مهم‌ترش در آن هست، حالا ما بیاییم بگوییم که ما اسلام می خواهیم و اما با اسلاممان دموکراسی باشد! اسلام همه چیز است. مثل این است شما بگویید که ما اسلام را می خواهیم و می خواهیم که به خدا هم اعتقاد داشته باشیم» (1) اما اين هيچ گاه به معناي تاييد مفهوم دموكراسي به معناي مصطلح و غربي آن در انديشه امام راحل نيست زيرا در همان ابتداي انقلاب و در پاسخ به اعضاي نهضت آزادي و جبهه ملي كه بحث جمهوري دموكراتيك را مطرح نمودند، حضرت امام «جمهوي اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد» را مورد تاكيد قرار دادند، و اين در واقع به معناي تاكيد ايشان بر دموكراسي در چارچوب حكومت ديني است، چرا كه اندكي توجه به نظريات مختلف غربي نيز حاكي از آن است در هيچ كشوري دموكراسي بدون رعايت چارچوب هاي اصلي آن كشور، مورد تاييد قرار نگرفته است.

اما نکته جالب توجه تر در اظهارات اخیر سروش، معادل دانستن ولایت فقیه و سلطنت است. ریشه این اظهارات به تئوری قدیمی «پاتریمونیالیزم» (سلطانیزم) ماکس وبر، جامعه شناس آلمانی قرن 19 و 20 باز می گردد که در اندیشه تجدید نظرطلبان پس از سالهای حاکمیت دوم خرداد تاثیر مهمی داشت، اما سعید حجاریان از مهم ترین نظریه پردازان این طیف فکری در قسمتی از توبه نامه تئوریک خويش در مردادماه سال جاری این موضوع را نیز موزد اشاره قرار داده بود:

« از مهمترين اين نظرات انطباق شرايط كشورمان با تئوري ماكس‌وبر در باره ي سلطانيسم است كه معتقد است بر بسياري از امپراطوري هاي شرقي اين شيوه از حكومت جاري بوده و يك حاكم پاتريمونيال تيولدار و تعدادي حاميان وي كه هر كدام خيل عظيمي از تحت الحمايگان را يدك مي‌كشيده اند نظام سلطه را در سراسر قلمرو سرزمين مستقر كرده بودند» و در ادامه نیز به طور مفصل به علت چرایی ناسازگاری بسیاری از تئوری های غیربومی به طور عام و تئوری پاتریمونیالیزم وبر به طور خاص، می پردازد و البته پس از آزادي خويش نيز هيچ گاه درصدد تكذيب گفته هاي خود برنيامد و قويا آنها را مورد تاكيد قرار داد.

اگرچه بحث تفصيلي پیرامون تقابل روشنفکران به ظاهر دینی با اندیشه ولایت فقیه مجال دیگری می طلبد، لکن در ابتداي انقلاب و در اوج هجمه های روشنفکران لیبرال و بعضا چپ نسبت به حضرت امام (ره) و به تبع آن اندیشه ولایت فقیه، ایشان صراحتا تصریح فرمودند:

«شما نترسيد ‌از ‌اين چهار نفر آدمي ‌که نمي‌فهمند اسلام چه ‌است؛ نمي‌فهمند فقيه چه ‌است؛ نمي‌فهمند ‌که ولايت فقيه يعني چه. آنها خيال مي‌کنند ‌که يک فاجعه به جامعه ‌است! اينها اسلام را فاجعه مي‌دانند، نه ولايت فقيه را. اينها اسلام را فاجعه مي‌دانند، ولايت فقيه فاجعه نيست. ولايت فقيه، تبع اسلام ‌است» (2)

و در جایی دیگر نیز اعلام داشتند:
«اصلاً ‌از ولايت فقيه سر درنمي‌آورند ‌که اصلاً چه هست! در عين حالي ‌که سر درنمي‌آورند، مي‌نشينند مي‌گويند اگر بنا باشد ‌که ولايت فقيه بشود ديکتاتوري مي‌شود، کذا مي‌شود» (3)

گفتنی است مواضع ضد دینی سروش تا حدی است که حتی مرحوم منتظری نیز تا زمانی که در قید حیات بود تقابل جدی با وی داشت، بگونه ای که پس از تردید سروش در وحی بودن قرآن کریم، آیت الله منتظری ضمن شبهه خواندن این بحث انحرافی از سوی سروش، در دهم اردیبهشت ماه 87 پاسخ مفصلی خطاب به وی منتشر نمود و در همین اثنا بود که آیت الله جعفر سبحانی نیز در نامه های مفصل و سرگشاده خود به سروش ضمن پاسخ دادن به شبهات مطرح شده از سوی وی نوشته بود:

«هنگامي كه جنابعالي در دبيرستان علوي درس مي‌خوانديد دفتري براي كارهاي روزانه داشتيد و اگر ترك اولايي از شما سر مي‌زد، در آن دفتر يادداشت مي‌كرديد، تا بعداً جبران كنيد و از اين طريق به سفارش علماي اخلاق در مورد «مشارطه و مراقبه» جامه عمل مي‌پوشانيديد. بنابراين، بايد در جستجوي علتي باشيد كه چرا آن قرب و منزلت، پس از مدتي قوس نزولي پيدا كرده است. بايد در اين پديده كه در زندگي شما رخ داده است كاوش كنيد و علت آن را به دست آوريد»

متاسفانه تاکنون عکس العملی از سوی موسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) پیرامون سخنان سروش مشاهده نشده است.
1.صحیفه امام (ره)، ج 10، ص 95
2. صحيفه امام (ره)، ج10، ص 224
3. صحيفه امام (ره)، ج 10، ص 411


http://rajanews.com/detail.asp?id=45839

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 17:52 توسط مهدی شربی |

گفتاری خواندنی از استاد طاهرزاده در باب نبوت و حیات


یکی از ویژگی های این گفتار شاید کاربردی بودن آن باشد؛ استاد از شریعت می گوید و توضیح می دهد که شریعت از خدا شروع مي‌شود و تا ولايت‌فقيه ادامه پيدا مي‌كند. در این سیر است که نبوت و رسالت رسول مکرم اسلام تشریح می شود و در عین حال جایگاه و افق های زندگی انسان امروز رخ می نماید. انسانی که اکنون در پستی و بلندی های دنیا و روزمرگی همه چیز را به دست فراموشی سپرده است؛ نه برای حیات خود دلیلی دارد و نه برای ممات خود. در واقع در این سیر است که جایگاه انسان و جایگاه نبی تشریح می شود.

به گزارش رجانیوز استاد طاهرزاده از یک نگرانی نسبت به آینده سخن می گوید. و در این میان ریشه اضطراب ها و آرامش ها را مرور می کند. آرامشی چون آرامش امام خمینی(ره) در برابر طوفان های مرحوم طالقانی مثالی بر این همه است. اما شاید این همه مقدمه ای است برای آنکه باب سخن گفتن از "هدف گمشده" باز شود. در ورای همه این سرگردانی ها باید هدفی را جستجو کرد تا حیات را معنا دهد و اینجاست که استاد با یک سیر از واقعیات زندگی شروع می کند و به موضوع شریعت می رسد. مشروح این گفتار در پی می آید: (دانلود فایل جزوه pdf، word)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 17:46 توسط مهدی شربی |


اي نفس ، بد نيست خود را امتحان كني . ببين وقتي با خود خلوت مي كني، نسبت به دوستان ، رقبا و اطرافيان چگونه فكر مي كني و چه چيزهايي از خاطرت مي گذرد؟ اگر اكثرا در نظر تو متهم و غيرقابل اعتماد هستند ، بدان گرفتار سوءظني و بعضي از گمانها گناه است ( يا ايهاالذين امنو اجتنبوا كثيرا من الظن، ان بعض الظن اثم - حجرات12 ) . آن وقت بايد به سرعت به معالجه خود بپردازي ، زيرا ميداني با بد گماني به ديگران چه لطمه اي به جامعه وارد مي كني؟ در حقيقت داري اعتماد اجتماعي، اين مهمترين سرمايه ملي را نابود مي سازي! رشته اعتماد متقابل است كه جامعه را منسجم و متحد مي سازد . برعكس فضاي اتهام و بدگماني باعث از هم گسيختگي اجتماعي است و اين بدگماني درگفتار و قلم بروز پيدا مي كند و سپس بر رسانه هاي همگاني سايه اي شوم مي اندازد. جامعه، ناآرام، متشنج و از هم پاشيده جلوه مي كند . طمع دشمنان برانگيخته مي شود و آتش فتنه اي به دنبال فتنه برافروخته و شعله ور مي شود . در حالي كه اگر به دستور خدا عمل كني و از بسياري از بدگماني ها پرهيز كني جامعه گرفتار اين همه بلاها نمي شود .

سيد مرتضي نبوي




عنوان  :  بد گماني suspicion
نویسنده :  علي اكبريان تبريزي
كلمات كليدي  :  سوء ظن، حسن ظن، بدگماني
  مفهوم سوء ظن آن است هرگاه كارى از كسى سر بزند كه قابل تفسير صحيح و نادرست باشد آن را به صورت نادرستى تفسير كنيم. مثلا هنگامى كه مردى را با زن ناشناسى ببينیم فكر كنیم آن زن نامحرم است و نيت آنها ارتكاب اعمال خلاف مى باشد در حالى كه بر اساس حسن ظن، وی همسر یا محرم او است؛ هنگامى كه شخصى اقدام به ساختن مسجد يا بناى خير ديگرى مى­كند مقتضاى سوء ظن آن است هدفش رياكارى يا اغفال مردم است در حالى كه حسن ظن مى­گويد اين عمل را با انگيزه الهى و نيت خيرخواهانه انجام داده است.
  دائره حسن ظن و سوء ظن بسيار وسيع و گسترده است و نه تنها در عبادات بلكه در مسائل اجتماعى، اخلاقى، اقتصادى و سياسى نيز جارى مى شود.
هنگامی که این دو واژه درباره خداوند به کار ­رود منظور از حسن ظن آن است كه به وعده هاى الهى اميدوار باشد؛ وعده رزق و روزى، وعده يارى كردن يارانش، وعده پيروزى مجاهدان، وعده آمرزش گناهان و مانند اينها. معنى سوء ظن آن است كه به هنگام بروز مشكلات، نسبت به وعده­هاى الهى متزلزل شود و هنگام پيش آمدن امتحانات دشوار ، وعده­هاى خداوند را فراموش كرده رو به گناه آورد. [1]
 
سوء ظن در روايات اسلامى
  سوء ظن به عنوان يكى از بدترين و زشت­ترين رذائل اخلاقى در روايات اسلامى بازتاب گسترده­اى دارد. به عنوان نمونه به روايات زير توجه نماييد:
در حديثى از پيامبر اكرم(ص) مى­خوانيم: «از گمان بد بپرهيزيد كه گمان بد، بدترين نوع دروغ است».[2]
در حديث ديگرى از همان حضرت مى­خوانيم: «خداوند خون و مال و آبروى مسلمانان را بر يكديگر حرام كرده و همچنين گمان بد درباره آنها».[3]
در حديث تكان دهنده­اى از على(ع) مى­خوانيم: «كسى كه سوء ظن دارد ايمان ندارد».[4]
اين تعبير ممكن است اشاره به سوء ظن نسبت به مردم يا نسبت به خدا و يا هردو بوده باشد.
در حديث ديگرى از همان حضرت مى­خوانيم: «از سوء ظن بپرهيز چرا كه سوء ظن عبادت را فاسد و پشت انسان را از بار گناه سنگين مى­كند»[5] و...
 
مراتب سوء ظن
  سوء ظن داراى سه مرحله است: «سوء ظن قلبى»، «سوء ظن زبانى»، «سوء ظن عملى». آنچه در قلب است مشمول تكليف نيست چون از اختيار بيرون است ولى آنچه در زبان و در عمل است حرام و ممنوع مى­باشد.
به همين دليل، در بعضى از روايات مى­خوانيم: «سه چيز است كه هيچكس از آن بركنار نمى­ماند، يكى از آنها گمان بد است» سپس فرمود: هنگامى كه گمان بدى بردى به آن ترتيب اثر نده».[6]
 
اقسام سوء ظن
  سوء ظن اقسامى دارد كه از بعضى آنها نهى شده است :
1- سوء ظن به خدا: سوء ظن به پروردگار و بدبينى نسبت به وعده هاى الهى، آثار مخربى در بنيان ايمان و عقائد انسان دارد و انسان را از خدا دور مى سازد. اضافه بر اين سوء ظن به وعده­هاى الهى سبب فساد عبادت مى­گردد. چنانكه در حديث مى­خوانيم:
«خداوند هيچ مؤمنى را بعد از توبه و استغفار عذاب نمى­كند مگر به خاطر سوء ظن به خداوند و كوتاهى در اميدوارى به ذات پاك او و بداخلاقى و غيبت مؤمنين».[7]
 
به علاوه سوء ظن به خدا، انسان را از عنايات الهى محروم مى­كند، زيرا خداوند با هر كس مطابق حسن ظن و سوء ظن او عمل مى نمايد. اميرمؤمنان على(ع) فرمود:
«ترس و حرص و بخل غريزه­هاى مختلفى هستند كه تمام آنها در سوء ظن به خداوند جمعند».[8]
 
به يقين كسى كه به امدادها و نصرت الهى ايمان داشته باشد ترسى از دشمنان خدا به خود راه نمى­دهد و كسى كه به وعده­هاى پروردگار در زمينه روزى مطمئن باشد حرص نمى­زند و از بخل بيزار است بنابراين صفات سه گانه مزبور در واقع از سوء ظن به خداوند سرچشمه مى­گيرد.
 
2- سوء ظن به مردم: این قسم از سوء ظن که بسیاری از مردم به آن مبتلا هستند طبق آيه 12 سوره مبارکه حجرات نهى شده است:
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است؛ و هرگز (در کار دیگران) تجسس نکنید، ...» [9]
 
3- سوء ظن به خود: انسان نبايد نسبت به خود حسن ظن داشته باشد و همه كارهاى خود را بى­عيب بپندارد. حضرت على(ع) در صفات متّقين (درخطبه همام) مى­فرمايد: يكى از كمالات افراد باتقوا آن است كه نسبت به خودشان سوء ظن دارند و «خودشان را متّهم می­شمارند.»[10] افرادى كه خود را بى­عيب مى­دانند در حقيقت نور علم و ايمانشان كم است و با نور كم، انسان چيزى نمى­بيند. يكى از دلايل آنكه امامان معصوم آن همه گريه و مناجات داشته­اند، همان نور ايمان و معرفت آنان بوده است.
  توجّه به اين نكته نيز لازم است كه معناى حسن ظن؛ سادگى، زودباورى، سطحى نگرى، غفلت از توطئه­ها و شيطنت­ها نيست. اُمّت اسلامى هرگز نبايد به خاطر حسن ظن­هاى نابجا، دچار غفلت شده و در دام صيادان قرار گيرد.[11]
 
موارد استثناء
  بى ترديد زشتى سوء ظن، استثنائاتى نيز دارد كه در روايات اسلامى به آن اشاره شده است:
الف) هرگاه فساد در محيطى به صورت يك خوى غالب درآيد و آلودگان غلبه پيدا كنند، حسن ظن در چنين شرائطى نه تنها از فضايل اخلاقى نيست بلكه ممكن است انسان را گرفتار عواقب ناگوارى كند. در حديثى از اميرمؤمنان على(ع) مى­خوانيم:
«هنگامى كه صلاح و دوستى بر زمان و اهلش غالب شود، سپس كسى نسبت به ديگرى كه گناهى از او آشكار نشده است سوء ظن پيدا كند ظلم و ستم كرده است، و هرگاه فساد بر زمان و اهلش چيره گردد و در اين حال كسى به ديگرى حسن ظن پيدا كند، خود را فريب داده است».[12]
 
ب) در مسايل امنيتى و اطلاعاتى كه به سرنوشت جامعه مربوط است نمى­توان با خوش بينى به هر حركتى در جامعه نگاه كرد، بلكه بايد در آنجا حسن ظن را كنار گذاشت و با احتياط لازم با اين گونه حركات برخورد كرد؛ تمام حركات مشكوك بايد زير نظر باشد و پيرامون آن تحقيق شود. اگر بعد از تحقيق دلائل روشنى بر انجام كار خلاف توأم با نيت سوء به دست آمد تعقيب گردد.
ج) از موارد ديگرى كه سوء ظن نه تنها جايز است بلكه ممكن است واجب باشد در برابر دشمنان است. ممكن است دشمن دم از صلح و دوستى و محبت و تغيير رويه بزند و دست دوستى به سوى ما دراز كند. در اين گونه موارد هرگز نبايد گرفتار حسن ظن شد و بلافاصله دست دشمن را فشرد و به او اعتماد كرد.
روى همين اصل در فرمان معروف به «مالك اشتر» آمده است: هنگامى كه با دشمنت پيمان صلح بستى، كاملا از او بر حذر باش؛ زيرا دشمن گاه نزديك مى­شود تا طرف را غافلگير كند. بنابراين در چنين شرايطى احتياط را از دست نده و دورانديش باش و حسن ظن خويش را متهم ساز».[13]
 
عوامل و انگيزه­هاى سوء ظن
  اين رذيله اخلاقى، همانند رذائل ديگر از سرچشمه­هاى متعددى نشأت مى­گيرد:
1ـ آلودگى درون و برون: افرادى كه خودشان آلوده­اند ديگران را همچون خود آلوده مى­پندارند و از طريق «مقايسه به نفس، مردم را به كيش خود و به روش خود مى پندارند. در حديثى از اميرمؤمنان على(ع) می­خوانيم:
«  آدم بد به هيچ كس گمان خوب نمى­برد؛ زيرا ديگران را همچون خود مى­پندارد».[14]
 
2ـ همنشينى با بدان: كسى كه معاشرانش را از افراد فاسد انتخاب كرده است طبيعى است كه نسبت به همه مردم سوء ظن پيدا كند؛ چرا كه تصور مى­كند معاشران او نمونه­هايى از ساير مردمند. حضرت على(ع) فرمود:
« همنشينى با بدان سبب بدگمانى نسبت به نيكان مى­شود ».[15]
 
3ـ زندگى در محيط­هاى فاسد: هنگامى كه انسان در خانواده يا در شهر و كشورى كه فساد بر آن حاكم شده است زندگى كند نظر او نسبت به همه افراد حتى به نيكان، منفی مى­شود. هر چند معاشران او افراد خوبى باشند ولى غلبه فساد بر محيط كار، باعث سوء ظن مى­شود.
4ـ حسد، كينه توزى، تكبر و غرور: شخص حسود و كينه توز مى­خواهد از اين طريق از مقام شخص محسود بكاهد و كينه خود را از اين طريق اعمال كند. افراد متكبر براى تحقير ديگران متوسل به سوء ظن مى­شوند تا آنها را در نظر خود و جامعه، افرادى پست و حقير جلوه دهد.
5ـ عقده حقارت: كسى كه گرفتار خود كم بينى شده و يا از سوى ديگران مورد تحقير واقع گشته است سعى مى­كند ديگران را هم در محيط فكر خود، حقير و پست، آلوده و گنهكار حساب كند تا از عقده خود بكاهد و آرامش كاذبى براى خويش فراهم سازد.
سوء ظن نسبت به خداوند، عمدتاً از ضعف ايمان ناشى مى­شود؛ عدم ايمان به صفات ذات و فعل و ضعف باورها نسبت به علم، قدرت، رحمانيت، رازقيّت و ساير صفات پروردگار او را به سوء ظن در وعده­هايش مى­كشاند و راههاى سعادت و نجات را به روى انسان مى­بندد.
 
آثار شوم سوء ظن
  گسترش دامنه سوء ظن در جوامع بشرى، آثار بسيار زيانبار و نامطلوبى دارد كه به طور اجمال بر كسى پوشيده نيست ولى در توضيح آن، جهات ذيل قابل توجه است:
1- از ميان رفتن «اعتماد»: در جامعه­اى كه بى­اعتمادى حكمفرما است همدلى، همكارى و تعاون وجود ندارد و آثار و بركات زندگى دسته جمعى از ميان مى­رود.
در حديثى از امام على(ع) مى­خوانيم:
«كسى كه بدگمان باشد نسبت به كسى كه به او خيانتى نكرده بدبين مى شود و او را خائن مى پندارد».[16]
 
2- ایجاد درگیری: در بسيارى از موارد اشخاص به دنبال سوء ظن خود حركت مى كنند و حادثه مى آفرينند و گاه حتى به خونريزى منتهى مى­شود.
از حضرت على(ع) روایت است که:
«سوء ظن كارها را به فساد مى­كشد و مردم را به انواع بدى­ها وادار مى­كند».[17]
 
3- از دست دادن اطرافیان: سوء ظن سبب مى شود كه انسان به سرعت دوستان خود را از دست بدهد؛ حتى نزديكانش او را تنها بگذارند و اين وحشتناك ترين غربت است. اميرمؤمنان على(ع) فرمود:
«كسى كه سوء ظن بر او غالب شود، راه صلح و صفا ميان او و دوستانش را مى­بندد»[18]
4- فساد عبادت: در روایتی آمده است: «سوء ظن، عبادت انسان را فاسد مى­كند و پشت او را از بار گناه سنگين مى­نمايد».[19]
اگر منظور از سوء ظن در اين روايت، سوء ظن به پروردگار باشد علت فساد عبادت روشن است. و اگر نسبت به مردم باشد (همان گونه كه ذيل روايت گواهى مى دهد) به خاطر آن است كه در بسيارى از موارد به دنبال سوء ظن، انسان مرتكب تجسّس و به دنبال آن مرتكب غيبت و گاه تهمت مى­شود.
5- تحلیل نادرست: سوء ظن چون يك تفكر انحرافى است تدريجاً در ساير افكار انسانى نيز اثر مى­گذارد و تحليل­هاى او نيز نادرست مى­شود و از رسيدن به واقعيت­ها كه زمينه پيشرفت و موفقيت است باز می­ماند. در حديثى از اميرمؤمنان على(ع) چنين نقل شده است كه فرمود:
«كسى كه سوء ظن داشته باشد تفكر او خراب مى شود».[20]
 
راههای درمان بدگمانى
  امور زير مى­تواند به نجات از شرّ اين خوى زشت كمك كند:
الف) جستجوى توجيه صحيح براى اعمال مشکوک: بسیارى از كسانى كه در زندگى شخصى مورد سوء ظن و بدگمانى واقع مى­شوند اعمالشان قابل توجيه و حمل بر صحت است.
ب) اگر انسان از تجسّس در زندگى خصوصى افراد بپرهيزد يكى از مهمترين عوامل سوء ظن را از خود دور ساخته است.
ج) ترتيب اثر ندادن به بدگمانى؛ اگر انسان نسبت به كسى بدگمان شد و از او فاصله گرفت و اظهار بى­اعتمادى نمود و... سبب تشديد اين صفت مى­شود ولى با بى­اعتنايى و ترتيب اثر ندادن تدريجاً ضعيف و محو مى­گردد.
بى­شك توجه به مجازاتهاى الهى و آثار سوء معنوى اين رذيله اخلاقى، اثر قوى و بازدارنده در اين زمينه دارد.
 


[1] - مکارم شیرازی، ناصر؛ اخلاق در قرآن، قم، مدرسة الامام علی بن ابیطالب (ع)، چاپ سوم، 1385،ج3، ص335.
[2] - مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالكتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، جلد 72، صفحه 195. «اِيّاكُمْ وَ الظَّنُّ فَاِنَ الْظَنَّ اَكْذَبُ الْكِذْبِ»
[3] - همان، صفحه 201.
[4] - عبد الواحد، آمدی،تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1378،چاپ دوم، صفحه 264. «لا اِيْمانَ مَعَ سُوءِ ظَنٍّ»
[5] - همان، صفحه 263.
[6] - مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالكتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، جلد 55، صفحه 320. «وَاِذا ظَنَنْتَ فَلا تَحَقَّقْ»
[7] - مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالكتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، جلد 67، صفحه 366.
[8] - عبد الواحد، آمدی،تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1378،چاپ دوم، صفحه 292.
[9] - « یا ََّاَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اجْتَنِبُواْ كَثِيراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلاَ تَجَسَّسُواْ...»
[10] - سید رضی؛ نهج البلاغه، فیض الاسلام، تهران، چاپ چهارم، سال 1378، انتشارات فقیه، خطبه 193، صفحه 613.
[11]- - قرائتی، محسن؛ تفسیر نور، تهران‏، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن‏، 1383، سوره حجرات، ذیل آیه 12.
[12] - سید رضی؛ نهج البلاغه، فیض الاسلام، تهران، چاپ چهارم، سال 1378، انتشارات فقیه، حکمت 110، صفحه 1140.
[13] - سید رضی؛ نهج البلاغه، فیض الاسلام، تهران، چاپ چهارم، سال 1378، انتشارات فقیه، نامه 53، صفحه 1027.
[14] - همان، ص105.
[15] - مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالكتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، جلد 71، صفحه 191.
[16]- همان. «مَنْ سائَتْ ظُنُونُه اِعْتَقَدَ الْخِيانَةَ بِمَنْ لا يَخُونُه»
[17] - همان. «سُوءُالظَّنِّ يُفْسِدُ الاُْمُورَ وَ يَبْعَثُ عَلَى الشُّروُرِ»
[18] - همان. «مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ سُوءُ الظَنِّ لَمْ يَتْرُكْ بِيْنَهُ وَ بَيْنَ خَليل صُلْحاً»
[19] - همان. «اِيّاكَ اَنْ تُسِيىءَ الظَنَّ فَاِنَّ سُوءَالظَّنِ يُفْسِدُ الْعِبادَةَ وَ يُعَظِّمُ الْوِزْرَ»
[20] - همان. «مَنْ ساءَ ظَنُّهُ ساءَ وَهْمُه»

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=36801
 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 15:51 توسط مهدی شربی |

سخنرانی استاد علی غلامی در باره ولایت فقیه (جلسه چهارم از سلسه جلسات)

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)

دریافت فایل صوتی سخنرانی


برخی از سوالاتی که در این سخنرانی جواب داده شده اند عبارتند از :

1- مخالفان ولایت فقیه چه کسانی هستند؟

2- شناخت برخی از چهره های سیاسی و مذهبی و نوع برخورد آنها با موضوع ولایت فقیه و نوع برخورد دربرار رهبری

3- مقام معظم رهبری را چقدر می شناسیم ؟

4- حکومت علوی چگونه بود ؟

5- آیا اکثریت مشروعیت می آورد ؟

6- آیا در اتخاب ها همیشه اکثریت پیروز می شود ؟


راستی تا کنون دقت کردید :

در یک انتخابات با حضور 5 حزب وقتی سهم آرا به این شکل است:

حزب1 : 25%

حزب2 : 15%

حزب3 : 30%

حزب4 : 10%

حزب5 : 20%

در نتیجه حزب 1 و 2 به مرحله دوم انتخابات مي روند و يكي كه اين مرتبه بيش از 50% آرا را كسب كند(50%+1 راي) پيروز مي شود (اما اينبار ممكن است تعداد كمي از طرفداران سه حزب ديگر در انتخابات دور دوم شركت كنند و درصد كلي مشاركت پايين بيايد) ولي كمي كمتر از 50% به حزب سوم راي داده اند و خيلي ها هم راي نداده يا راي ممتنع داده اند!  اما آیا حزب برنده اکثریت است؟

پس می بینیم که اکثریت نیست که مشروعیت می آورد !

آیا وقتی چنین حزبی در یک انتخابات با چنین سهمی پیروز می شود باید آن را نامشروع خواند و از کار و تشکیل دولت توسط آن جلوگیری کرد؟

آیا منطقی است؟!

ببینید این گروه هایی که برطبل باطل شدن انتخابات و غیر مشروعی بودن این دولت (دولت دهم) می کوبند چه حرف بی ارزش و بدون منطقی می زدند! آن هم با آن اختلاف آراء چشمگیر!

آیا چون یک دولت مخالفان زیادی دارد ، حتی با این درصد تفاوت زیاد (مانند مثال) آن دولت نا مشروع می شود؟؟! (خیر!)

بیایید در مسائل به جای احساس ، از عقل و منطقمان استفاده کنیم.

موفق باشید ، یاعلی

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 18:2 توسط مهدی شربی |

از خواصّ ما محسوب نمى‏شود كسى كه خود را هر روز محاسبه نكند (۱۳۸۸/۱۰/۱۲ - ۱۱:۱۷)

از وصاياى امام كاظم «عليه السلام» به هشام:
يا هشام! ليس منّا مَن لم يحاسِب نفسهُ في كلّ يومٍ، فإن عمل حسناً استزاد منه. وإن عمل سيّئاً استغفراللّه منه وتاب إليه.
(تحف العقول صفحه 396)

از ما نيست يعنى از خواصّ ما محسوب نمى‏شود كسى كه خود را هر روز محاسبه نكند. محاسبه، شامل محاسبه در مسائل مالى، گفتار، رفتار و حتّى‏ تصميم‏ها و موضع‏گيرى‏ها مى‏شود.
پس هر جا نقطه پسنديده‏اى مشاهده كرد بر آن بيفزايد و اگر كار ناپسندى در برنامه روزانه‏اش ملاحظه كرد از خداى متعال طلب بخشش كند و بسوى او برگردد.
بزرگترين آفت و خسارت انسان در زندگى، غفلت و خوابزدگى نسبت به خود است، لذا شارع برنامه‌هائى براى جبران اين مطلب قرار داده، مانند نمازهاى پنج‏گانه كه انجام آن در اوقات مقرر انسان را از غفلت و بى‌خبرى خارج مى‏كند، فلسفه محاسبه نيز همين است.

(از احاديث منتخب رهبر معظم انقلاب «دام ظله» در شروع درس خارج)
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 17:43 توسط مهدی شربی |

در كتاب وسائل‌الشیعة كه توسط شیخ حرّ عاملی گردآوری شده و از زمان تأليف تاكنون مدار تحقيق و استنباط فقها در احكام شرعی بوده، روایتی از امام رضا علیه‌السلام درباره‌ی "فتنه"‌ آمده است كه می‌فرمایند:
"إنّ ممّن ینتحلُ مودّتنا أهلَ البیت، من هو أشدُّ فتنةً علی شیعتِنا من الدّجّال.
فقلتُ: بماذا؟
قال: بموالاتِ أعدائِنا و معاداةِ أولیائِنا. إنّه إذا كان كذلك، اختلطَ الحقُّ بالباطل و اشتبهَ الأمرُ فلم یُعرَف مؤمنٌ من منافقٍ"*

"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت هستند،1 كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) گفت: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 17:33 توسط مهدی شربی |


فتنه به روایت شهید محراب آیت‌الله دستغیب
بسیارند نوشته‎ها و گفتارهایی كه با گذر زمان كهنه نمی‎شوند و در حوادث و رخدادهایی بازخوانی آن‎ها همچنان چراغی است كه مسیر صحیح را بهتر نشان می‎دهد. كتاب گناهان كبیره شهید آیت‎ا... دستغیب یكی از آثاری است كه ماندگار و روشنگر است. بعد از فاجعه اخیر در عاشورای امسال متأسفانه در بین برخی آگاهانه و یا ناآگاهانه تردیدهایی برای مقابله با این فتنه به‎وجود آمد كه با بازخوانی بخشی از كتاب گناهان كبیره، گوشزدهای قرآن و روایات پیامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) به روایت شهید آیت‎ا... دستغیب را تكرار می‎كنیم.  ایشان در فصل دوم از جلد دوم كتاب گناهان كبیره می‎نویسد:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1388ساعت 17:37 توسط مهدی شربی |

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 17:10 توسط مهدی شربی |


+ نوشته شده در پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 17:5 توسط مهدی شربی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 10:53 توسط مهدی شربی |

دعای فرج (الهی عظم البلاء...) توسط برادر ارجمند روح الله کاظم زاده

مناجات حضرت امیر توسط برادر ارجمند حاج رضا پور احمد

فرازهایی از دعای کمیل توسط برادر ارجمند حاج امیر صفرنژاد

مناجات توسط برادر ارجمند مالکی

سخنرانی استاد دانشمند

سخنرانی استاد قاسمی ( آفات عبادت - سیره علوی )

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 23:20 توسط مهدی شربی |

سلام ، دیروز از رادیو شنیدم که مسئولان بخش سینمای کشور تصویب کردند که سینماهای ممتاز و پردیس ها طی یک طرح ویژه از اذان مغرب تا اذان صبح به اکران فیلم بپردازند.

{ خبر : اجرای طرح "اذان تا اذان" از نظر شورای صنفی نمایش مانعی ندارد }

احتمالا این عزیزان فکر کردند چون امسال شبکه های سیمای جمهوری اسلامی فیلم های کمتری رو برای این ماه درنظر گرفتند ممکنه میزان تماشای فیلم خون هموطنان کاهش پیدا کنه و اینطور میخوان از این آسیب جلوگیری کنند!

نمیدونم چرا و تا کی مسئولان میخوان با فعالیت های ضد و نقیض در عرصه فرهنگی! فرهنگ جامعه رو متزلزل کنند؟!

این مسئله که ما در امور فرهنگی بیشتر سطحی کار می کنیم و کپی کاری می کنیم و به دستورات دینی توجه کافی نداریم سال هاست که باعث فاصله گرفتن از فرهنگ اسلامی شده ، آیا در حال حاضر به جز پوسته ای از فرهنگ اسلامی دیگه چیزی باقی مونده؟

بيداري شب براي چه كارهايي جايز است؟

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
لا سَهَرَ إلاّ في ثلاثٍ :مُتَهَجِّدٍ بالقرآنِ ، وفي طَلَبِ العِلمِ ، أو عَروسٍ تُهدى إلى زَوجِها .


پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
شب زنده‏دارى جز براى سه چيز روا نيست: تلاوت قرآن ، تحصيل دانش و يا فرستادن عروس به خانه شوهرش .

بحار الأنوار : 76 / 178 / 3
منتخب ميزان الحكمة : 284

برترین كار در ماه مبارك رمضان چيست؟


* جالبه این مطلب را هم بخوانید :

این تفکرات سرمایه مدارانه تا کی و کجا ادامه داره خدا می دونه!؟

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 12:54 توسط مهدی شربی |

روزي لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي.

اول اينکه سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري!

دوم اينکه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي

و سوم اينکه در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني

پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد: اگر کمي دير تر و کمتر غذا بخوري هر غذايي که ميخوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد.

اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهنرين خوابگاه جهان است.

و اگر با مردم دوستي کني و در قلب آنها جاي مي گيري و آنوقت بهترين خانه هاي جهان مال توست.

+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 15:27 توسط مهدی شربی |

طلسم گناه

در محیط و شرایطی زندگی می کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شده اند.

 

نامه جوان

« محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی جناب آقای طباطبایی سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

جوانی هستم 22 ساله، که تنها ممکن است شما باشید که به این سوال من پاسخ گویید.

در محیط و شرایطی زندگی می کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شده اند.

درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصیحت نمی خواهم، بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. 23/10/1355

-

علامه طباطبایی

 

توصیه علامه به جوان

« السلام علیکم

برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در نامه مرقوم داشته اید، لازم است همتی برآورده و توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید.

به این نحو که هر روز که هنگام صبح از خواب بیدار می شوید، قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش می آید رضای خدا را مراعات خواهم نمود، آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت به طوری که اگر نفع اخروی نبود، انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار پنج دقیقه در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید.

 هر کدام مطابق رضای خدای انجام یافته شکر بکنید و هر کدام تخلف شده استغفار. این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش گرچه در ابتدا سخت است و در ذائقه نفس تلخ، ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبّحات ( حدید ـ حشر ـ صف ـ جمعه و تغابن ) را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از 20 روز، حالات خود را برای بنده بنویسید.

ان شاء الله موفق خواهید بود.

والسلام علیکم

محمد حسین طباطبایی. »


تنظیم برای تبیان : حسن رضایی گروه حوزه علمیه

منبع:سایت حکایات الصالحین

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 16:54 توسط مهدی شربی |

اگر پرنده ايي را بيازاري انساني خواهد مرد

آیةالله امجد از قول علامه  طباطبایی می گوید:

« اگر یک کاه برداری، در همه عالم(هستی) اثر میگذارد! »

واي‌ اگر پرنده‌اي‌ را بيازاري‌

 

پسرك‌ بي‌آن‌ كه‌ بداند چرا، سنگ‌ در تيركمان‌ كوچكش‌ گذاشت‌ و بي‌آن‌ كه‌ بداند چرا، گنجشك‌ كوچكي‌ را نشانه‌ رفت. پرنده‌ افتاد، بال‌هايش‌ شكست‌ و تنش‌ خوني‌ شد. پرنده‌ مي‌دانست‌ كه‌ خواهد مرد اما...

اما پيش‌ از مردنش‌ مروت‌ كرد و رازي‌ را به‌ پسرك‌ گفت تا ديگر هرگز هيچ‌ چيزي‌ را نيازارد.

پسرك‌ پرنده‌ را در دست‌هايش‌ گرفته‌ بود تا شكار تازه‌ خود را تماشا كند. اما پرنده‌ شكار نبود. پرنده‌ پيام‌ بود. پس‌ چشم‌ در چشم‌ پسرك‌ دوخت‌ و گفت: كاش‌ مي‌دانستي‌ كه‌ زنجير بلندي‌ است‌ زندگي، كه‌ يك‌ حلقه‌اش‌ درخت‌ است‌ و يك‌ حلقه‌اش‌ پرنده. يك‌ حلقه‌اش‌ انسان‌ و يك‌ حلقه‌ سنگ‌ريزه. حلقه‌اي‌ ماه‌ و حلقه‌اي‌ خورشيد.

و هر حلقه‌ در دل‌ حلقه‌اي‌ ديگر است. و هر حلقه‌ پاره‌اي‌ از زنجير؛ و كيست‌ كه‌ در اين‌ حلقه‌ نباشد و چيست‌ كه‌ در اين‌ زنجير نگنجد؟!

و واي‌ اگر شاخه‌اي‌ را بشكني، خورشيد خواهد گريست. واي‌ اگر سنگ‌ريزه‌اي‌ را نديده‌ بگيري، ماه‌ تب‌ خواهد كرد. واي‌ اگر پرنده‌اي‌ را بيازاري، انساني‌ خواهد مرد.

 

زيرا هر حلقه‌ را كه‌ بشكني، زنجير را گسسته‌اي. و تو امروز زنجير خداوند را پاره‌ كردي.

پرنده‌ اين‌ را گفت‌ و جان‌ داد.

و پسرك‌ آن‌قدر گريست‌ تا عارف‌ شد.1

 إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاء مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ

در آفرينش آسمانها و زمين ، و در آمد و شد شب و روز ، و در کشتيهايی ، که در دريا می روند و مايه سود مردمند ، و در بارانی که خدا از آسمان فرومی فرستد تا زمين مرده را بدان زنده سازد و جنبندگان را در آن پراکنده کند ، و در حرکت بادها ، و ابرهای مسخر ميان زمين و آسمان ، برای خردمندانی که در می يابند عبرتهاست

 


فرآوری حسن رضایی گروه حوزه علمیه تبیان

نوشته شده توسط عرفان‌ نظرآهاري‌

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 16:53 توسط مهدی شربی |

مطالب قدیمی‌تر